<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>سیاست ایران</title>
<link>http://irpol.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 20 Jun 2010 19:31:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>درباره بایکوت رهبری در رسانه‌های بیگانه</title>
<link>http://irpol.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: center; color: rgb(0, 51, 255);&quot;&gt;&lt;strong&gt;درباره بایکوت رهبری در رسانه‌های بیگانه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;جمعه 29 خرداد 88، نه تنها یک روز تاریخی و مهم برای ایرانیان علاقه‌مند به سرنوشت کشورشان به‌شمار می‌رود، بلکه می‌توان آن را در تاریخ رسانه‌های جمعی غرب نیز یک روز مهم تلقی نمود.19  Jun  2009شاید برای اولین‌بار بود که مخاطبان‌ پرشمار جهانی، شاهد پخش زنده‌ی همه یا بخش‌‌های مهم خطبه‌های نماز جمعه تهران به امامت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی ایران توسط رسانه‌های جمعی غرب بودند.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;گشتی در آرشیو خبرگزاری‌ها و رسانه‌های غربی به‌خوبی نشان می‌دهد که پوشش رسانه‌ای خبری- تحلیلی گسترده سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در نماز جمعه، کاملاً بی‌سابقه است. علاوه بر این در طول یک‌سال گذشته- از 29 خرداد 1388 تاکنون- حجم خبررسانی و پردازش اطلاعات و ارائه تحلیل‌ها درباره شخصیت، گفتار و رفتار رهبر جمهوری اسلامی افزایش چشم‌گیری داشته است. &lt;br /&gt;از آن‌جا که دسترسی به آرشیو بیشتر این رسانه‌ها در اینترنت آسان‌تر است، جست‌وجو در پرکاربرترین پایگاه‌های اطلاع‌رسانی خبری در اینترنت درباره این موضوع، می‌تواند نتایج جالب توجهی به‌دست دهد. &lt;br /&gt;بر اساس رتبه‌بندی آلکسا(www.alexa.com)، سه سایت پربیننده در میان 100 سایت اول جهان به ترتیب عبارتند از:&lt;br /&gt;www.bbc.co.uk (رتبه در آلکسا: 41 یا 43)، www.cnn.com (رتبه در آلکسا: 55 یا 57)، www.nytimes.com (رتبه در آلکسا: 90 یا 92) که با جست‌وجوی کلیدواژه Khamenei در آن‌ها، به نتایج زیر می‌رسیم:&lt;br /&gt;در بی‌بی‌سی، 81 رکورد با این کلیدواژه ثبت شده که 37 مورد آن به یک‌سال گذشته برمی‌گردد. در سی‌ان‌ان، 362 نتیجه به دست می‌آید که 168 مورد آن مرتبط با روی‌دادهای ‌سال گذشته در ایران است؛ از 4 گزارش ویدئویی که مربوط به روی‌دادهای ‌سال 88 و سه مورد آن مستقیماً مرتبط با خطبه‌های نماز جمعه رهبر انقلاب است: پخش مستقیم، خبررسانی و تحلیل آن. در نیویورک‌تایمز نیز کل نتایج، 1851 مورد است که در یک‌سال گذشته، 1360 مورد را شامل می‌شود. در این میان این رکوردها، گزارش مصور مفصلی نیز از نماز جمعه 29 خرداد دیده می‌شود.&lt;br /&gt;چیزی که با در نظر گرفتن این نتایج آشکار می‌شود، آن است که گرچه خطبه‌های نماز جمعه تهران به امامت آیت‌الله خامنه‌ای همچون نقطه‌ی عطفی در پوشش رسانه‌ای غرب پیرامون رهبر انقلاب ایران است اما این تغییر رویکرد محدود به این مورد نبوده و در یک‌سال گذشته، حجم خبرها و تحلیل‌ها و برنامه‌سازی‌ها درباره رهبر ایران، رشد قابل توجهی یافته است؛ به‌گونه‌ای که در برخی موارد معادل حجم پوشش رسانه‌ای تمام بیست‌سال گذشته رهبری ایشان یا بیش از آن است. &lt;br /&gt;از این رو پرسش‌های مهمی به ذهن می‌رسد:&lt;br /&gt;آیا رهبر انقلاب اسلامی ایران، پیش از برگزاری انتخابات دهم ریاست‌جمهوری در بایکوت خبری رسانه‌های غربی بوده‌اند؟ آیا پس از نماز جمعه تاریخی تهران به امامت ایشان، این بایکوت شکسته شده است؟ پیامدهای این روی‌داد چه خواهد بود و در برابر آن چه باید کرد؟ پیش از آیت‌الله خامنه و در زمان رهبری امام خمینی(ره)، رسانه‌های غربی چه رویکردی در پوشش خبری ایشان داشتند؟ و...&lt;br /&gt;درباره‌ی این پدیده و چرایی و چگونگی آن، تحریریه دیگران دیدگاه‌ چند تن از کارشناسان رسانه و تبلیغات را جویا شده و پیشینه و پیامدهای این مسأله را بررسی نموده‌ است. آن‌چه در پی می‌آید، برگزیده‌ای از این دیدگاه‌ها و گفت‌وگوهاست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 0, 0);&quot;&gt;این یك بغض است&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;نادر طالب‌زاده، كارگردان و مستندساز، بایکوت رهبر انقلاب در رسانه‌های غربی پیش از خطبه‌های نماز جمعه خرداد 88 را امری مسلم می‌داند: &quot;از وقتی ایشان رهبر شدند، تقریباً از ایشان چیزی در رسانه‌های خارجی پخش نشد تا صدای ایشان شنیده شود یا حتی زیرنویس كلام ایشان دیده شود. حتی در حد بیست ثانیه! در رسانه‌های اصلی غرب كه همه‌شان توسط یك گروه كنترل می‌شود، هیچ‌وقت چنین چیزی پخش نشده است. تا می‌رسیم به انتخابات كه در 29 خرداد، كل نماز جمعه را چهار شبكه‌ی غربی پخش كردند؛ آن‌هم به‌طور زنده و با ترجمه‌ی هم‌زمان! این اتفاق بسیار نادری بود.&quot;&lt;br /&gt;او که بخشی از سال‌های زندگی خود را برای تحصیل و کار در غرب گذرانده، برای نشان دادن رویکرد منفی رسانه‌های بیگانه به رهبر انقلاب، به یک مستند تلویزیونی اشاره می‌کند که پس از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری ساخته و پخش شده است: &quot;چندی پیش CNN برنامه‌ی مهمی پخش كرد از یك بسیجی كه چهره‌اش نشان داده نمی‌شد ولی مدعی بود كه شاهد خیلی جنایت‌ها بوده و اكنون پناهنده شده است. البته هیچ‌كس دیگری هم شاهد جنایت‌ها نبوده و هیچ‌كسی هم شكایتی نكرده است! این شبكه فقط سایه‌ی‌ تصویر را پخش كرد. صدایش را هم عوض كردند. چند ماه پیش، شبكه‌ی چهار انگلیس هم آن را پخش كرده بود. بلافاصله بعد از اعترافات او، این برنامه بخشی از اجلاس ژنو را نشان داد كه دکتر جواد لاریجانی از وضعیت حقوق بشر ایران دفاع می‌كرد. بعد هم قسمتی از سخنرانی آقا در حسینیه‌ی امام خمینی(ره) كه همه‌اش فلو (تصویر غیرشفاف و كدر) بود! یعنی آن‌ها حتی یك تصویر صاف نداشتند كه مثلاً از پرس‌تی‌وی بگیرند و پخش كنند!؟ در همه‌ی قسمت‌های این مستند، تصاویر‌ شارپ (واضح و تمیز) است اما به تصویر رهبری كه می‌رسد، هم چهره‌ی ایشان و هم مخاطبان، كدر است. مشخص است كه عمداً تصویر را فلو كرده‌اند. مثل  VHSهای قدیمی بیست و پنج سال پیش است! این یك بغض است. غیر از این، چیز دیگری نمی‌تواند باشد.&quot;&lt;br /&gt;طالب‌زاده این موضوع را حتی ایده و سوژه مناسبی برای مستندسازی می‌داند و این پرسش را مطرح می‌کند که: &quot;همین كه تا پیش از انتخابات اخیر، هیچ چیز قابل اعتنایی از ایشان در غرب پخش نشده... چرا؟ این خودش یك درام است. از چه می‌ترسند؟ چرا پخش نمی‌كنند؟ تنها چیزی هم كه بعد از بیست‌سال پخش شد، همان سخنرانی نماز جمعه‌ی بعد از انتخابات بود. این‌جا هم می‌شود پرسید كه چرا و با چه انگیزه‌ای؟ به چه امید داشتند و دل بسته بودند كه آن را پخش كردند؟ چه اتفاقی می‌خواست بیافتد؟ می‌شود با چنین رویكردهایی برنامه‌ ساخت. به نظرم موقعش كه برسد، كارهایی خواهد شد.&quot;&lt;br /&gt;این مستندساز، در برابر این پرسش که چرا چنین وضعیتی پیش آمده، پاسخ می‌دهد: &quot;سخنرانی‌های ایشان در اینترنت هست و اگر كسانی بخواهند، می‌توانند ببینند. كافی است بروند در اینترنت پیدا كنند. امروز اگر كسی علاقه داشته باشد، می‌تواند. یعنی در دسترس هست. این خودش یك حُسن اینترنت است. ولی در رسانه‌های رسمی غربی، نه. نمی‌خواهند به این نیاز دامن بزنند. برای چه باید تصویر دشمنشان را در یك فیلم، نشان دهند؟ ایشان كه قهرمان آن‌ها نیست. آن‌ها از این خشنود نیستند و ایشان را رأس دشمنانشان می‌دانند. از همه بیشتر، از ایشان می‌ترسند.&quot;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.blogfa.com/photo/n/ntalebzadeh.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;او نکته‌ی جالبی را نیز درباره پیشینه این بایکوت در ذهن دارد: &quot;حتی قبل از رهبری ایشان هم همین بود. در زمان ریاست‌جمهوری هم روی شخصیت ایشان حساسیت بود. یك ترسی از ایشان دارند. وقتی ایشان برای سخنرانی در اجلاس عمومی به سازمان ملل رفتند، وسط جنگ بود. آمریكایی‌ها آن زمان در خلیج فارس خیلی مانور می‌دادند. كشتی‌ها و نفت‌كش‌های ما كه می‌خواستند بروند و بیایند، در محدودیت بودند اما آمریكایی‌ها نفت‌كش‌های كویتی را اسكورت می‌كردند! و حضورشان در آن‌جا چشم‌گیر بود. درست وسط سفر ایشان به نیویورك، با هلی‌كوپترهای آپاچی به كشتی ایران‌اجر حمله و عده‌ای را زخمی كردند. بعد هم ادعا كردند كه این كشتی دارد منطقه را مین‌گذاری می‌كند! &lt;br /&gt;این ماجرا را تمام رسانه‌ها، روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌های آمریكا و جهان پوشش دادند تا سخنرانی ایشان را كسی نشنود. اصلاً دیده نشد، كاملاً پوشانده شد. من آن زمان هفته‌نامه‌ی تایم را دیده بودم. روی جلدش نوشته بود: &quot;دستگیر شده با دستان خونین!&quot; یعنی ایران دارد آن‌جا مین‌گذاری می‌كند... به هر حال آن‌ها موفق شدند اخبار سخنرانی ایشان را بایكوت كنند. یعنی توجه جهان و داخل آمریكا را از ایشان برگرداندند. قبل از آن، هیچ‌وقت برخوردی با این شكل و شدت با هیچ‌كسی نكرده بودند. این اتفاقات هر روز در خلیج فارس می‌افتاد. ولی برای آن روز یك طراحی رسانه‌ای شده بود.&lt;br /&gt;این نشان می‌دهد قبل از رهبری روی شخص ایشان حساس بوده‌اند. چرا این كار را برای دیگران نكردند؟ نمی‌دانم. دیگران هم به نمایندگی از امام سفر رفتند، ولی این اتفاق برایشان نیفتاد. چه حساسیتی هست كه در مورد آقا آن كار را كردند، كسی نمی‌داند. این سندی است كه ثابت می‌كند ماجرای بایكوت، به قبل از فوت امام و آغاز رهبری ایشان برمی‌گردد. آن موقعیت، تنها موردی بود كه آقا در یك پهنه‌ی تبلیغاتی حساس جهانی ظاهر می‌شدند. خیلی خوب بود كه همه سكوت كنند، نگاه كنند، ببینند ایشان چه می‌خواهد بگوید. سخنرانی نیم‌ساعته‌ی ایشان با آن تن صدای متفاوت و روش سخنرانی خاص ایشان كه به فارسی هم بود، آن‌قدر جذاب بود كه همه نگاه كنند. اما آن‌ها نمی‌خواستند. ما این را در همان دوران متوجه شدیم. من از آن‌جا حساس شدم. برای خودم یك درس رسانه‌ای بود كه چرا این حادثه را برای الآن تنظیم كرده‌اند!؟&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 0, 0);&quot;&gt;جایی در زیرزمین رسانه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;دکتر حسن خجسته رئیس پیشین صدای جمهوری اسلامی نیز اصل بایکوت رسانه‌ای خارجی رهبر انقلاب در بیست‌سال گذشته را می‌پذیرد و موارد اندکی مانند اجلاس سران کشورهای اسلامی در سال 1377 و پوشش مستقیم و خبری- تحلیلی آن از برخی رسانه‌های غربی را همچون یک استثنا توضیح می‌دهد. &lt;br /&gt;از نگاه او، بایکوت یا پوشش رسانه‌ای رهبر انقلاب در رسانه‌های غربی، منطق خاصی دارد. &quot;به نظر من آقا اصلاً در رسانه‌های آن‌ها مطرح نیست و می‌توان گفت بایکوت است. گاهی که مطرح می‌شود به خاطر ناگزیری آن‌ها از عدم پوشش است! مثلاً وقتی که ایشان موضع مهمی درباره آمریکا یا در موضوع اتمی می‌گیرند که تأثیرگذار است و نمی‌شود مطرح نشود. این منطق از دید آن‌ها درست هم هست. چون نباید ایشان به‌عنوان الگوی جهانی مطرح شود. تا جایی که ممکن است باید آن را در زیرزمین رسانه نگه داشت. فقط گاهی که ناچارند، به آن سر می‌زنند.&quot;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1386/11/28/100930941962.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;این کارشناس رسانه و ارتباطات معتقد است که تجربه غرب در مورد پوشش رسانه‌ای گفتار و رفتار امام خمینی(ره) و تأثیر مثبت آن در افکار عمومی دنیا باعث در پیش گرفتن رویکرد بایکوت یا سانسور در رابطه با رهبر انقلاب شده است: &quot;اوائل انقلاب مسائل مربوط به امام را خیلی پوشش می‌دادند. چون امام انقلاب کرده بود و در اوج انقلاب در فرانسه تشریف داشت، رسانه‌ای‌تر شد؛ البته باز هم رسانه‌های غرب، چاره‌ای نداشتند. بعد هم پشیمان شدند و در همان زمان حضرت امام شروع کردند به برنامه‌سازی علیه ایشان. مثلاً فیلم دلتافورس را ساختند و در آن، عده‌ای که کاپشن و ریش دارند، هواپیمایی را می‌دزدند و شهروندان آمریکایی را اذیت می‌کنند اما در کنار عکس امام نشان داده می‌شوند! یعنی از همان زمان شروع به تخریب وجهه امام کردند.&quot; &lt;br /&gt;خجسته معتقد است رسانه‌های غربی هیچ‌گاه کسی را که حرف جدی و جدیدی علیه نظام جهانی استکباری می‌زند، مطرح نمی‌کنند و گاهی هم اگر طرح می‌کنند، &quot;... در شبکه‌های داخلی‌شان نیست. سی‌ان‌ان داخلی غیر از سی‌ان‌ان بین‌المللی است. برای همین است که شاید در آمریکا خیلی‌ها ایران را نشناسند. من در شوروی- مسکو- دیدم که تصور آن‌ها از ایران چیزی مثل افغانستان است. چرا؟ چون روس‌ها خبرهایشان را از غرب می‌گیرند و غرب هم خبرهایی که درباره ایران دارد، همین‌طور چیزهای منفی و سیاه‌نمایی است. بنابراین اگر گاهی امام یا آقا را مطرح می‌کنند، در چنین زمینه‌ای است: ایران یک کشور بدبخت است و رهبرش ایشان است! در واقع ایشان را بی‌غرض و بی‌طرفانه مطرح نمی‌کنند.&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 0, 0);&quot;&gt;در مورد امام هم اشتباه کردند!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;حجت‌الإسلام میراحمدرضا حاجتی نویسنده کتاب پر‌مخاطب &quot;عصر امام خمینی(ره)&quot; این نکته که تجربه رسانه‌ای غرب درباره امام خمینی(ره) در اتخاذ رویکرد بایکوت و سانسور نسبت به گفتار و رفتار رهبر انقلاب مؤثر بوده را کاملاً تأیید می‌کند: &quot;باید به نكته مهمی اشاره كنم كه در برخی اسناد تاریخی به ثبت رسیده است. مسؤول بخش خاورمیانه یكی از تلویزیون‌های معروف آمریكا وقتی در اواخر دهه هفتاد به ایران آمده بود، در دیدار با یكی از مدیران مسؤول روزنامه‌های كثیرالانتشار ما می‌گوید: ما از دوران امام درسی گرفتیم و آن این بود كه غربی‌ها فكر می‌كردند وقتی آیت‌الله خمینی و افكارش را از طریق رسانه‌های‌شان به مردم معرفی كنند، یك نوع وازدگی به‌وجود می‌آید و امام و افكارش و انقلاب و ولایت فقیه در گوشه انزوا قرار می‌گیرد. اما به یك‌باره دیدند كه این پیام در چهارگوشه دنیا، میان مسیحی‌ها و یهودی‌ها و حتی عدالت‌خواهان عالم كه شعارهای غیردینی برای مبارزات‌شان در نظر گرفته بودند، طرفدار پیدا كرده است. لذا غربی‌ها دیگر نمی‌خواهند این بلا سرشان بیاید و الآن كه دیگر افكار امام نهادینه شده است، نمی‌خواهند جانشین امام و افكار و نظریات و دیدگاه‌هایش را به جهان منتقل كنند تا از این جهت متضرر شوند.&quot;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://rasanews.ir/Images/News/Larg_Pic/4-4-1388/IMAGE633818915301428750.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;این پژوهشگر و نویسنده حوزوی، در تحلیل شیوه برخورد رسانه‌های بیگانه با مسائل ایران، بر سابقه تقابل آن‌ها با اندیشه ولایت فقیه انگشت می‌گذارد و به‌طور ویژه دورانی را مورد توجه قرار می‌دهد که برخی مطبوعات در ایران، به پایگاه دشمن* تبدیل شده و نقش مکمل رسانه‌های بیگانه را یافتند. از دید وی رسانه‌های مذکور، علاوه بر اصل ولایت فقیه، به مصداق ولایت فقیه هم پرداختند و برای مقابله با شخص رهبری نیز به‌طور دقیق و حساب‌‌شده‌ای وارد شده و هجومی رسانه‌ای را آغاز كردند: &quot;شخص رهبر معظم انقلاب و اخبار مرتبط به ایشان را در رسانه‌های بیگانه و جریان رسانه‌های داخلی وابسته به شدت تحت سانسور قرار دادند. این جریان تا جایی پیش رفت كه مثلاً نماینده مركز اسلامی لندن، سال هفتاد و شش یا هفتاد و هفت در خصوص انتشار پیام آقا به مناسبت سفر جج و مراسم برائت از مشركین به مجله گاردین مراجعه می‌كند و پس از پیگیری‌های مداوم با سختی و با پرداخت پول زیاد در نهایت موفق به چاپ پیام می‌شود. اما بعد از چاپ، آن‌ها را به دادگاه می‌كشانند و از آن‌ها تعهد می‌گیرند كه دیگر از این‌گونه كارها انجام ندهند!&quot;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 0, 0);&quot;&gt;یک جلسه نهار کوچک&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;دکتر فؤاد ایزدی عضو هیئت علمی دانشکده مطالعات جهان، به یک چارچوب نظری برای درک رفتار رسانه‌های غربی اشاره می‌کند و می‌کوشد بایکوت یا سانسور اخبار مربوط به رهبری را با آن توضیح دهد: &quot;در ارتباطات، بحثی به نام &quot;دروازبانی خبر&quot; داریم که در هر مجموعه‌ی رسانه‌ای مانند رادیو تلویزیون و خبرگزاری‌ها، توسط سردبیر انجام می‌گیرد. کاری که دروازبان خبر می‌کند، انتخاب اخباری است که قرار است منتشر شود و این مسئله‌ای نیست که مختص غرب باشد؛ بلکه در همه‌جای دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرد و در کتاب‌های ارتباطات هم بر این موضوع تأکید شده است. &lt;br /&gt;با توجه به نوعی از دموکراسی که در غرب وجود دارد و شبیه حکومت‌های دیکتاتوری خالص نیست، حکومت‌های غربی بیش از دیگران نیازمند اقناع و مهار افکار عمومی هستند. آن‌ها این‌طور وانمود می‌کنند که رسانه‌ها آزادند. با این‌که در کتاب‌های درسی، بحث دروازبانی خبر وجود دارد، نخبگان سیاسی دولتی معمولاً به آن اذعان ندارند؛ گرچه در عمل بیش از حکومت‌های دیکتاتوری احتیاج به اقناع افکار عمومی دارند و بسیار بیشتر از دیگر سیستم‌های حکومتی روی بحث دروازبانی خبر توجه و تمرکز دارند.&quot;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.irna.ir/NewsMedia/Photo/Larg_Pic/2010%5C1%5C10%5Cimg633987332012968750.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; این کارشناس رسانه و ارتباطات نیز که سال‌هایی را برای تحصیل در رشته‌های مرتبط، در غرب گذرانده، با حجت‌الإسلام حاجتی و دکتر خجسته درباره پیشینه بایکوت یا سانسور اخبار رهبری هم‌افق است: &quot;اشتباهی که غربی‌ها در خصوص انقلاب اسلامی مرتکب شدند این بود که درباره شخصیت و زندگی حضرت امام خمینی، پوشش خبری عادی یا منفی دادند. با توجه به این‌که فکر نمی‌کردند ایشان انقلاب را به پیروزی برساند، پوشش خبری وسیعی از ایشان ارائه می‌شد که بیشتر منفی بود. البته این کار در جامعه‌ی غربی که مسلمان نبود یا توجهی به مسائل بین‌المللی نداشت، تا اندازه‌ای نسبت به حضرت امام(ره) دید منفی در بین مردم ایجاد کرد اما همین کار در نهایت باعث شد که مسلمانان و افراد آزادی‌خواه دنیا توجه خاصی به حضرت امام کنند؛ چون می‌دانستند حرف‌هایی که امام بیان می‌کنند، حرف‌های خودشان است. بنابراین هدفی که رسانه‌های غربی داشتند در مورد اکثریت مردم جهان نتیجه‌ی عکس داد. از این رو بعد از فوت امام شاهد بودیم که رسانه‌های غربی آن پوشش خبری را که نسبت به حضرت امام داشتند، دیگر در مورد رهبر معظم انقلاب اجرا نکردند و اگر می‌خواستند از بالاترین مقام در ایران نام ببرند، از رئیس‌جمهور نام می‌برند. در واقع رسانه‌های غربی در پی این بوده‌اند که اخبار مربوط به رهبری را پوشش ندهند. چرا که اگر این پوشش منفی هم باشد، موجب محبوبیت ایشان بین مسلمانان و آزادی‌خواهان می‌شود و این به ضرر آمریکاست. در نتیجه اطلاعات مردم جهان از حضرت امام، بیشتر از اطلاعات ایشان درباره رهبر معظم انقلاب است.&quot;&lt;br /&gt;دکتر ایزدی البته این رفتار رسانه‌ای را لزوماً نیازمند یک موافقت‌نامه و پروتکل رسمی نمی‌بیند، زیرا: &quot;علیرغم تعدد رسانه‌های غربی در ظاهر، اگر مالکان آن‌ها را نگاه کنید، به چند کمپانی محدود می‌رسید. یعنی لازم به امضای توافقنامه نیست؛ کافی است در یک جلسه‌ی نهار کوچک، تصمیمی گرفته شود؛ دیگر نیاز به رسمی کردن تصمیم نیست.&quot;&lt;br /&gt;او نیز پوشش خبری رسانه‌های غربی از نمازجمعه 29 خرداد 88 را یک استثنا می‌داند؛ چرا که &quot;مسئله‌ی انتخابات مطرح بود و آن‌ها نمی‌توانستند بایکوت کنند. نکته‌ی قابل ذکر این است که باز هم شما تصویر آقا را در رسانه‌های دیداری غربی کم‌تر می‌بینید و بیشتر پوشش خبری در سطح سایت‌هاست؛ آن‌هم بیشتر برای اطلاع مسؤولان و رهبران فکری.&quot; &lt;br /&gt;این استاد دانشگاه تهران، پیشنهادی برای برون‌رفت از فضای موجود ارائه می‌کند که همانند درخواست طالب‌زاده برای پیش‌قدم شدن در ارائه‌ی تصویر رسانه‌ای مطلوب از رهبر انقلاب در جهان، به‌وسیله برنامه‌سازان خودی است: &quot;کاری که باید بکنیم این است که با توجه به گسترش وسایل ارتباط جمعی، از این ابزارها استفاده‌ی بهینه‌ای کنیم. ما دیگر احتیاجی به رسانه‌های غربی نداریم که رهبر انقلاب را پوشش خبری دهند. اتفاقاً اگر آن‌ها پوشش خبری ندهند، از یک جهت بهتر است؛ چراکه پوشش خبری آن‌ها مسلماً با قصد منفی خواهد بود. اگر خودمان خوب کار کنیم، راحت‌تر می‌توانیم ایشان را معرفی کنیم.&quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;* تعبیر از رهبر انقلاب است؛ در دیدار با جوانان در مصلای امام خمینی تهران/ اول اردیبهشت 1379: متأسّفانه امروز مى‌بینم همان دشمنى كه به‌وسیله‌ى تبلیغات خود، همّتش این بود كه افكار عمومى یك كشور را به سمتى متوجّه كند، به‌جاى رادیوها آمده در داخل كشور ما پایگاه زده است! بعضى از این مطبوعاتى كه امروز هستند، پایگاه‌هاى دشمنند؛ همان كارى را مى‌كنند كه رادیو و تلویزیون‌هاى بى.بى.سى و امریكا و رژیم صهیونیستى مى‌خواهند بكنند! من نه با آزادى مطبوعات مخالفم، نه با تنوّع مطبوعات. اگر به‌جاى بیست عنوان روزنامه، دویست عنوان روزنامه در این كشور در بیاید، بنده خوشحال‌تر هم خواهم بود و از این‌كه روزنامه‌هاى كشور زیاد شوند، هیچ احساس بدى ندارم. اگر مطبوعات، آن‌طورى كه در قانون اساسى هست، مایه‌ى روشنگرى باشند؛ مصالح كشور را رعایت كنند، به نفع مردم قلم بزنند، به نفع دین قلم بزنند، هرچه بیشتر باشند، بهتر است. اما امروز مطبوعاتى پیدا مى‌شوند كه همه‌ى همّتشان، تشویش افكار عمومى و ایجاد اختلاف و بدبینى در مردم و خوانندگانشان نسبت نظام است! ده عنوان، پانزده عنوان‌ روزنامه، گویا از یك مركز هدایت مى‌شوند؛ با تیترهاى شبیه به هم در قضایاى مختلف. قضایاى كوچك را بزرگ مى‌كنند و تیترهایى مى‌زنند كه هركس این تیترها را مى‌بیند، خیال مى‌كند كه همه چیز در كشور از دست رفته است! این‌ها امید را در جوانان مى‌میرانند؛ روح اعتماد به مسؤولان را در آحاد مردم كشور تضعیف مى‌كنند و نهادهاى اصلى كشور را مورد اهانت و توهین قرار مى‌دهند! من نمى‌دانم مدل این‌ها كجاست و كیست!؟ مطبوعات غربى هم این‌طور نیستند! این یك نوع شارلاتانیزم مطبوعاتى است كه امروز بعضى از مطبوعات در پیش گرفته‌اند!&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 20 Jun 2010 19:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=irpol&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>irpol</dc:creator>
<guid>http://irpol.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آغاز از خود</title>
<link>http://irpol.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>
&lt;h3 style=&quot;text-align: center; color: rgb(0, 102, 255);&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;آغاز از خود&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/h3&gt;&lt;div&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;نام‌گذاری سال‌ها، گدشته از فضای 
رسانه‌ای و تبلیغی كه پیرامون آن پدید می‌آید- و البته در شش‌ماه نخست سال 
رنگ و بوی آن بیشتر است- اكنون یك راهبرد اساسی برای تغییر و اصلاح فرهنگ 
عمومی جامعه‌ در جمهوری اسلامی ایران به‌ شمار می‌رود. نگاهی به جدول نام‌ 
سال‌های گوناگون شمسی در دهه‌ی گذشته نشان می‌دهد كه این نام‌گذاری‌ها 
بیشتر با هدف ایجاد حركت در بدنه و رأس هرم جامعه به سوی پذیرش و 
نهادینه‌سازی الگوهای اخلاق اسلامی و اخلاق عمومی صورت می‌گیرد.&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt; 
&lt;img src=&quot;http://www.598.ir/Resources/News/Editor/untitled464466.bmp&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در جمهوری اسلامی ایران این نام‌گذاری 
از طرف عالی‌ترین جایگاه سیاسی، یعنی مقام رهبری، صورت می‌گیرد. از نظر 
حقوقی این جایگاه بالاتر و فارغ از سلیقه‌ها و اختلاف‌ نظرهای فكری و سیاسی
 تعریف می‌شود و بنا بر ماهیت و وظایف رهبری، بیشترین رابطه را با عموم 
مردم دارد. از سوی دیگر در زمانه‌ی ما، شخصیت حقیقی رهبر یعنی آیت‌الله 
خامنه‌ای و نگاه فرهنگی ویژه‌ی ایشان كه بارها از سوی دوست و دشمن به آن 
اذعان شده است، اهمیت و تأثیر این راهبرد (نام‌گذاری سال‌) را بیشتر 
می‌كند.&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در این حال به نظر می‌رسد سال 1389 كه «&lt;a href=&quot;http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=9031&quot;&gt;همت مضاعف و كار 
مضاعف&lt;/a&gt;» نام گرفته، از جهات خاصی نسبت به سال‌های گذشته متفاوت است. 
امكان مشاهده‌ی عینی تحقق یا عدم تحقق این شعار در رفتار مردم و حاكمان و 
به‌طور ویژه در رفتار عالی‌ترین مقام كشوری كه نام‌گذاری سال‌ها نیز ابتكار
 عمل ایشان است، شاید مهم‌ترین وجه تفاوت نام امسال با دیگر سال‌ها باشد. 
اگرچه جلوه‌های حركت به‌سوی اصلاح الگوی مصرف در سال 1388 نیز می‌توانست از
 جهاتی كاملاً ملموس باشد، اما نشانه‌های آن در رفتار رهبر انقلاب- آن 
اندازه كه پوشش خبری و رسانه‌ای می‌یابد- چندان قابل پیگیری نبود.&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;نگاهی به تراكم برنامه‌های كاری رهبر انقلاب در روزهای نخستین سال نو- 
گذشته از حجم انبوه كارها و برنامه‌هایی كه به‌طور مداوم یا موردی اما 
غیررسمی و غیرعلنی انجام می‌شوند و پوشش رسانه‌ای نمی‌یابند- به‌خوبی نشان 
می‌دهد كه ایشان تحقق عینی این شعار را سرلوحه‌ی برنامه‌ها و كارهای خود 
قرار داده‌اند.&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;البته نگاهی به برنامه‌های رسمی و علنی رهبری در طول یك ‌سال، به‌خوبی نشان
 می‌دهد كه ایشان حجم انبوهی از دیدارها، بازدیدها، سخنرانی‌ها و احیاناً 
كارهای اجرایی فراوانی را در برنامه‌ی خود دارند، اما با صرف ‌نظر از پیام 
نوروزی، مقایسه‌ی برنامه‌های رسمی ایشان در بیست و چند روز ابتدایی سال 
1389 با همین روزها در ده ‌سال گذشته، به‌روشنی بیانگر تحقق شعار همت مضاعف
 و كار مضاعف در رفتار ایشان است:&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.598.ir/Resources/News/Editor/untitled464466464645.bmp&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
چنان‌كه آشكار است، بخش مهمی از برنامه‌های فوق را بازدید‌ و سفر به دو 
منطقه‌ی دور از پایتخت، یعنی خراسان رضوی در شمال شرق و سپس مناطق عملیاتی 
جنوب غرب كشور تشكیل می‌دهد. این ‌همه در حالی است كه رهبر انقلاب وارد 
هشتمین دهه از عمر خویش نیز شده‌اند.&lt;br /&gt;
«الناسُ علی دين ملوكهم»[1] و «الناس بأمرائهم اشبه منهم بآبائهم»[2] «مردم
 بر آئین حكومت‌گرانشان هستند» و «مردم به حاكمانشان بیشتر شبیه‌اند تا به 
پدرانشان.» بنا بر این دو قاعده‌ی اجتماعی، در سال 1389 مردم ایران الگوی 
بسیارخوب و كاملاً ملموسی جهت تحقق بخشیدن به نام و شعار سال نو در پیش رو 
دارند. شاید بتوان گفت این اولین‌بار است كه همه‌ی مردم می‌توانند به‌راحتی
 و با رصد اخبار دیدارها و برنامه‌های رسمی رهبری، تحقق عینی شعار و نام 
سال را در زندگی و كار آغازگر این حركت بنگرند و از آن الگو بگیرند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوی دیگر تحقق‌بخشی به شعار همت مضاعف و كار مضاعف، نمی‌توانست بدون در 
نظر گرفتن یك آسیب مهم و عمده بر سر راه گسترش و تعمیق فرهنگ كار مستمر و 
مؤثر در كشور همراه باشد. این آسیب چیزی نبود جز تعطیلات فراوان و بی‌مورد 
آغاز سال نو در ایران. از این رو رهبر انقلاب با زود پایان بخشیدن به 
تعطیلات نوروزی و شروع برنامه‌ و كار جدی، آن‌هم با گستردگی و حجمی بیشتر 
از همیشه، در سال جدید الگوی خوبی را برای مسئولان و مردمان جمهوری اسلامی 
ترسیم نمودند. این حركت حتی می‌تواند نشانه و چراغ سبزی برای مجلس و دیگر 
نهادهای تصمیم‌گیرنده تلقی شود كه از تعطیلاتی كه حتی دامنه‌ای بیشتر از 
تقویم‌های رسمی یافته است، بكاهند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
رهبر انقلاب در دیدار با جمعى از مسئولان نظام در 16 فروردین امسال 
فرمودند: «چقدر خوب است كه دستگاه‌هاى رسمى، كار خود را از همان اوان اتمام
 تعطيلات رسمى شروع كنند. ... هرچه بتوانيد فرهنگ كار و تلاش و حضور در 
عرصه‌ى كار و سنگر كار را گسترش بدهيد، خيلى خوب است؛ اين به حركت جامعه و 
نشاط جامعه كمك خواهد كرد.»&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
این گمان و برداشت از رفتار رهبری، به‌خصوص با یادآوری سخنان مهم ایشان در 
نخستین نماز جمعه‌ی سال 1381 و تذكر جدی به مسئولان و دست‌اندركاران 
درباره‌‌ی لزوم كاهش تعطیلات و جدی گرفتن كارها، نزدیك‌تر به واقع 
می‌نماید: «اين تعطيلات طولانى و بى‏دليل، هيچ منطق عقلايى ندارد. وضع خوبى
 نيست كه اول سال، روزهاى متوالى -گاهى دو هفته و گاهى بيشتر- همه‌ی 
چرخ‌هاى فعاليت در كشور از حركت بيفتد. خلاف مقررات هم هست. طبق مقررات 
تعطيلی‌ها محدود است. ما در ايام سال، تعطيلى زياد داريم كه اين به زيان 
كشور است. در بعضى از كشورهاى دنيا، طبق فهرستى كه مشاهده مى‏كردم، همه‌ی 
تعطيلات رسمى در طول سال از پنج شش روز تجاوز نمى‏كند. لكن ما 
تعطيلی‌هايمان بسيار زياد است. علاوه بر آن هم عده‏اى با بى‏توجهى و 
بى‏اعتنايى خود به كار، علم، تحصيل و به اشتغالات روزمره‌ی زندگى و كارهاى 
ادارى و سازندگى، بر اين تعطيلات اضافه هم مى‏كنند؛ آن‏ هم در آغاز سال. 
بالاخره در اول سال، اول يك دوره‌ی جديد مالى و كارى است. توصيه‌ی مؤكد 
بنده اين است كه هم مسئولين و هم آحاد مردم عزيزمان تصميم بگيرند اين 
تعطيلات را كم كنند. اين‌همه تعطيلات پى‏درپى، زيان‌هايى به بار مى‏آورد كه
 هرچند در اول كار محسوس نيست، لكن نتايج آن براى همه زيان‌بار است.» 
(خطبه‌های نماز جمعه تهران؛ 17 فروردین 1381)&lt;/div&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: smaller;&quot;&gt;پی‌نوشت:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-size: smaller;&quot;&gt;
1. بحار الانوار؛ ج 10؛ ص8&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-size: smaller;&quot;&gt;
2. بحار الانوار؛ ج 78؛ ص46&lt;/span&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 17 Apr 2010 12:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=irpol&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>irpol</dc:creator>
<guid>http://irpol.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درآمدی بر خوانش صدرایی از ولایت فقیه</title>
<link>http://irpol.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; color: rgb(0, 102, 255);&quot;&gt;&lt;strong&gt;درآمدی بر خوانش صدرایی از ولایت فقیه&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;استاد انصاری شیرازی که خود از شاگردان مرحوم علامه‌ی طباطبایی و از مدرسان کتاب اسفار آخوند ملاصدرا هستند، از حضرت امام خمینی(ره) نقل می‌کنند که ایشان فرموده‌اند: &quot;انقلاب اسلامی را دو کتاب شکل داده است: اسفار اربعة صدرالمتألهین و جواهرالکلام نجفی.&lt;sup&gt;1&lt;/sup&gt;  &lt;br /&gt;بنابراین برخلاف تصورات معمول که بر جنبه‌های فقهی ولایت فقیه تأکید دارد، به نظر می‌رسد از نگاه احیاگر اندیشه‌ی ولایت فقیه در دوران معاصر و بنیان‌گذار حکومت جمهوری اسلامی در ایران، اندیشه‌ی ملاصدرای شیرازی و آنچه او به عنوان حکمت متعالیه در زمینه‌ی فلسفه‌ی اسلامی مطرح نموده، از جایگاه ویژه‌ای در فهم سیاست اسلامی و مقوله‌ی ولایت فقیه برخوردار است. &lt;br /&gt;بر اساس آنچه در کتاب ولایت فقیه آمده، حضرت امام(ره) حتی آن هنگام که به طرح مباحث ولایت فقیه در نجف اشرف- در بهمن ماه 1348 هجری شمسی- مشغول بودند، ادله‌ی نقلی و فقهی را تنها به عنوان شاهد بر این نظریه مورد توجه قرار می‌دادند. از دیدگاه ایشان &quot;ولایت فقیه از موضوعاتی است که تصور آن‌ها موجب تصدیق می‌شود و چندان به برهان احتیاج ندارد. به این معنی که هرکس عقاید و احکام اسلام را حتی اجمالاً دریافته باشد، چون به ولایت فقیه برسد و آن را به تصور آورد، بی‌درنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت. این‌که امروز به ولایت فقیه چندان توجهی نمی‌شود و احتیاج به استدلال پیدا کرده، علتش اوضاع اجتماعی مسلمانان عموماً و حوزه‌های علمیه خصوصاً می‌باشد.&quot;&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;  &lt;br /&gt;از آنچه امام(ره) در مقدمه‌ی بحث ولایت فقیه آورده‌اند، به روشنی پیداست که در اندیشه‌ی ایشان، عقلانیت کلی حاکم بر اندیشه‌ی اسلامی که فراتر از عقلانیت مندرج در اصول فقه و... است، در پرداختن به ولایت فقیه، جایگاهی اساسی دارد. به عبارت دیگر در تعابیر ایشان در این‌باره می‌توان گونه‌ای عقلانیت کلامی- فلسفی را آشکارا مشاهده نمود.&lt;br /&gt;حضرت امام بالافصله پس از ضرورت و بداهت ولایت فقیه، به نقش حوزه‌های علمیه از یک‌سو و استعمارگران از سوی دیگر در بد معرفی کردن اندیشه و فلسفه‌ی سیاسی اسلام و زمینه‌سازی برای نهادینه‌ شدن کاستی‌ها و کج‌روی‌ها، اشاره می‌کنند و آن را عامل اصلی در ضروری و بدیهی ننمودن ولایت فقیه در زمانه‌ی خود می‌دانند.&lt;br /&gt;یکی از استادان و پژوهشگران جامعه‌شناسی معاصر ضمن نقد دلایل کسانی که امام را از معدود فقهای مطرح کننده‌ی ولایت فقیه دانسته یا دایره‌ی ولایت فقیه را محدود به امور جزئی پنداشته‌اند، به این نکته اشاره می‌کند که &quot;مطابق نگرش صدرایی، ولایت‌فقیه، بسط‌یافته‌ی نبوت و امامت و تجلی ولایت آن‌هاست. در نگاه سلسله‌مراتبی ملاصدرا&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; که تنها تصورش موجب تصدیقش می‌شود، چگونه ضرورت نبوت توجیه می‌شود؟ پاسخ این است که با همان ضرورت، امامت توجیه می‌شود و به همان ضرورت، ولایت فقیه توجیه می‌شود.&quot;&lt;sup&gt;4&lt;/sup&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گرچه در میان پژوهشگران عرصه‌ی فلسفه‌ی سیاسی و اندیشه‌ی سیاسی اسلام، درباره‌ی امکان و کیفیت فلسفه و اندیشه‌ی سیاسی ملاصدرا مناقشات بسیاری در جریان است. چالش کلی &quot;کاربردی نشدن فلسفه‌ی اسلامی&quot; و عدم شکل‌گیری &quot;فلسفه‌های مضاف&quot; (از جمله فلسفه‌ی سیاسی اسلام) به‌صورت منسجم و مدون، در کنار نقش استعمارگران و شرق‌شناسان در پوشیده نگاه داشتن ابعاد اجتماعی و سیاسی دین در تاریخ معاصر ایران، باعث سایه افکندن تردید‌ها و سؤال‌های بسیاری بر اندیشه‌ی سیاسی اسلام و بحث ولایت فقیه و به تبع آن مباحث سیاسی و اجتماعی در فلسفه‌ی ملاصدرا شده است. &lt;br /&gt;آیت‌الله جوادی آملی که از شارحان برجسته‌ی اندیشه‌ی صدرایی در دوران معاصر به‌شمار می‌رود، معتقد است: &quot;به دو دلیل نمی‌توانیم برای تأمین خواسته‌هایمان به‌طور مستقیم به سراغ حکمت متعالیه برویم:&lt;br /&gt;1. حکمت متعالیه، فلسفه‌ای مطلق و فلسفه‌ی سیاسی، فلسفه‌ای مضاف است و هیچ فلسفه‌ی مطلقی جز در ارائه‌ی مبانی، پاسخ‌گوی نیاز فلسفه‌های مضاف نیست.&lt;br /&gt;2. از میزان عمیق و وسیع حکمت متعالیه نباید توقع داشت که مواد جزئی سیاست را تبیین کند. بلکه باید از این ذخیره‌ی اساسی مبانی را استخراج کنیم. در آن صورت می‌توانیم با آن مبانی، مواد سیاست و امثال آن را بفهمیم.&quot;&lt;sup&gt;5 &lt;/sup&gt;&lt;br /&gt;بنابراین ایشان به تعدیل سطح انتظارات از حکمت متعالیه در زمینه‌ی ارائه‌ی مواد اندیشه‌ی سیاسی و در عین حال اجتهاد برای استخراج این مواد از مبانی این فلسفه‌ی مطلق، قائل هستند. بر این اساس، به نظر می‌رسد اندیشه‌ی سیاسی صدرالمتألیهن بیش از هرچیز از راه فراهم آوردن مبانی اندیشه‌ی سیاسی- به‌ویژه ارائه‌ی طرحی انسان‌شناسانه با آمیختن قرآن و عرفان و برهان- به شکل‌گیری پایه‌ها و بنیادهای اندیشه‌ی سیاسی معاصر و بحث ولایت فقیه کمک نموده است. &lt;br /&gt;به عبارت دیگر صدرا گرچه در موارد معدودی به نقش سیاسی فقها در دوران غیبت نیز پرداخته، اما مهم‌ترین خدمت او به فلسفه‌ی سیاسی اسلام، آن‌جاست که با ارائه‌ی گونه‌ای از حکمت نظری و جهان‌بینی در دستگاه فلسفی خود، نوعی از حکمت عملی و جهان‌سازی را نیز پیش روی ما می‌نهد که در آن، بیش از هرچیز به اخلاق و سیاست توجه می‌شود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;در حکمت متعالیه، پاسخ پرسش بنیادی &quot;انسان کیست؟&quot; که مبنای شکل‌گیری و جهت‌یابی علوم انسانی و اجتماعی قرار می‌گیرد، &quot;حیّ متألّه&quot; است. بدیهی است که ارائه‌ی این تصویر از انسانِ حقیقی، بایدهایی را برای زندگی اجتماعی و سامان سیاسی به دنبال خواهد داشت که ملاصدرا خود در موارد متعددی به آن اشاره نموده است. از نگاه صدرا، &quot;ولایت سیاسی&quot; از آن پیامبران و امامان است که دانش و توان هدایت بشر به‌‌سوی چنین سرانجامی (حیّ متأله شدن) را دارا هستند. مجتهدان نیز در عصر غیبت، قائم مقام ائمه‌ی هُدی هستند:&lt;br /&gt;&quot;بدان که نبوت و رسالت از جهتی منقطع می‌گردد و از جهتی دیگر باقی است... خدای متعال حکم مبشرات و الهامات و حکم ائمه‌ی معصومین علیهم‌السلام و همچنین حکم مجتهدان را برای برای افتاء و ارشاد عوام باقی گذاشت اما اسم و نام نبی و رسول را از آنان سلب فرمود. ولی حکم آنان را تأیید و تثبیت نمود ‌و آنان را که علم به احکام الهی ندارند، مأمور نمود که از اهل علم و از اهل ذکر سؤال کنند... بنابراین مجتهدان پس از امامان معصوم علیهم‌السلام در مورد احکام دین، آن‌گونه که از طریق اجتهاد دریافته‌اند، فتوا می‌دهند؛ هرچند در فتاوا با هم اختلاف داشته باشند.&quot;&lt;sup&gt;6&lt;/sup&gt; &lt;br /&gt;البته ممکن است عبارات فوق تنها با &quot;ولایت افتاء&quot; مرتبط پنداشته شوند نه &quot;ولایت سیاسی&quot;؛ اما در پاسخ می‌توان گفت: &quot;اولاً سیاق بحث، ریاست بر امور دینی و دنیوی و تعیین مصلحت این دو است؛ ثانیاً از آن‌جا که خلافت و حکومت برای پیامبر و امام بود، طبق عبارات فوق می‌توان آن را برای مجتهدین هم که جانشین پیامبر و ائمه هستند، استظهار کرد؛ ثالثاً در عبارات فوق به &quot;ولایت قضایی&quot; هم تصریح نشده است، اما می‌دانیم که در داشتن ولایت قضایی برای مجتهدین، اتفاق نظر وجود ندارد؛ رابعاً فقراتی داریم که در آن‌ها بر زعامت و ولایت سیاسی دانایان در همه‌ی ادوار تأکید شده است. طبیعی است که این مستندات شامل مجتهدین هم می‌شود و یا به عبارت دیگر، تصریح ملاصدرا در باب زعامت مجتهدین در فقدان نبی و امام، مفسّر مستنداتی است که در آن‌ها از سروری حکما و دانایان سخن رفته است.&quot;&lt;sup&gt;7&lt;/sup&gt;  &lt;br /&gt;نمونه‌ای از این مستندات، در رساله‌ی کسر اصنام الجاهلیة آمده است: &quot;حکیم الهی و عارف ربانی، سرور عالم است و به ذات کامل خود که منوّر به نور حق و فروغ‌گیرنده از پرتو الهی است، سزاوار است تا نخستین مقصود خلقت باشد و فرمان‌روا بر همگی خلایق؛ و مخلوقات دیگر به طفیل وجود او، موجود و فرمان‌بردار اوامر اویند.&quot;&lt;sup&gt;8&lt;/sup&gt; &lt;br /&gt;البته روشن است که مجتهد در نظر ملاصدرا، علاوه بر معرفت کامل به اسلام باید در تمامی ابعاد، انسانی خودساخته و به تعبیر وی &quot;حکیم الهی و عارف ربانی&quot; باشد. وی اصرار دارد که الفاظی چون حکیم، شیخ، فقیه و... در معانی اصلی خود به‌کار روند، نه در معانی جعلی و تحریف شده.&lt;sup&gt;9&lt;/sup&gt; &lt;br /&gt;&quot;صدرا در مبدأ و معاد می‌گوید: علما وسایل بین انبیا و مردم هستند و در شواهدالربوبیة می‌گوید: مجتهدان این سمت را بر عهده دارند. از تلفیق این‌دو فرمایش برمی‌آید که حتی در عصر حضور هم، علما واسطه هستند. در این صورت به تعبیر صدرالمتألهین، اختلاف مجتهدین با یکدیگر، شبیه اختلاف شرایع و مناهج انبیا است. با این تفاوت که انبیا معصوم هستند و عصمت مطرح است و در مجتهدان سخن از عدالت است. از همین روست که حکمت متعالیه، یک ولایت فقیه متعالیه ترسیم کرده است.&quot;&lt;sup&gt;10&lt;/sup&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با این‌همه، هنوز هم در اصول و فروع فلسفه‌ی سیاسی برآمده از حکمت متعالیه بحث و جدل در جریان است؛ مانند آنچه پیرامون مسئله‌ی اقتدارگرایی و مردم‌سالاری از سوی برخی پژوهشگران مطرح شده است. (نگ کنید به: داوود فیرحی؛ قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام؛ نشر نی؛ 1378)&lt;br /&gt;به هر روی، گرچه شرایط تاریخی و اجتماعی فراوانی دست‌ به دست هم داد و زمینه‌ی پیروزی نهضت اسلامی مردم ایران را فراهم آورد، اما تنها شخصی که در دوران معاصر توانست اندیشه‌ی ولایت فقیه را احیا و آن را در صحنه‌ی واقعی زندگی اجتماعی مسلمانان وارد کند، خود علاوه بر این‌که فقیه بود، از حکیمان روزگار به‌شمار می‌رفت. بنابراین گرچه ولایت فقیه برای همه‌ی فقیهان و علاقه‌مندان به مباحث دینی مفهومی آشنا بود اما تحقق آن در دوران معاصر، تنها به دست فردی می‌توانست صورت گیرد که نگاه حقیقت‌گرایانه و انسان‌شناسانه‌ی خود را از حکمت متعالیه‌ی صدرایی برگرفته بود.&lt;br /&gt;آیت‌الله جوادی آملی تأکید می‌کند: &quot;صدرالمتألهین برای فقیهی که فیلسوف نباشد، ولایت قائل نیست. بلکه ولایت را برای فقیهی می‌داند که جامع فقهین- فقه اکبر و فقه اصغر- باشد؛ مانند امام خمینی رضوان‌الله علیه. بنابراین فرق ولایت فقیه حکمت متعالیه با ولایت فقیه سایر حکمت‌ها این است که در حکمت متعالیه، جامع بین فقهین است ولی در حکمت‌های دیگر، فقیه به همین صورت تک‌بعدی نیز می‌تواند در جایگاه ولی قرار گیرد.&quot;&lt;sup&gt;11&lt;/sup&gt;  &lt;br /&gt;اما به نظر می‌رسد گذشته از اولین بارقه‌های &quot;دوران تأسیس حکومت اسلامی&quot; که شخصیت حکیم رهبر انقلاب- به معنای فلسفی آن- اهمیت بسیاری داشته، در طول &quot;دوران مبارزه&quot; و سپس &quot;دوران تثبیت جمهوری اسلامی&quot; لایه‌های فقاهتی در اندیشه‌ی ولایت فقیه بیشتر خود را نشان داده است. این امر را به‌طور ویژه می‌توان در مسئله‌ی &quot;تعیین مصلحت‌ عمومی&quot; و تعبیه‌ی نهادی چون &quot;مجمع تشخیص مصلحت نظام&quot; در ساختار قدرت جمهوری اسلامی ایران که در دوران حیات امام(ره) صورت گرفت، مشاهده نمود.&lt;br /&gt;به عبارت دیگر شاید نتوان تضمین نمود که ولی‌فقیه همواره و در هر شرایط زمانی و مکانی، یک حکیم- به معنای فلسفی معهود آن- باشد، اما این مسئله با ابتنای حاکمیت سیاسی اسلام- که در عصر ما در قالب جمهوری اسلامی تحقق یافته- بر مبانی حکمت متعالیه‌ی صدرا در تضاد قرار نمی‌گیرد. &lt;br /&gt;سیر و سلوک عقلی و معرفتی، به دایره‌ی کسانی که رسماً به عنوان حکیم یا عارف شناخته می‌شوند، محدود نیست و فقیهی که رهبری جامعه‌ی اسلامی را بر عهده می‌گیرد، با هدایت مردم و اصلاح امور، در واقع به طی مسیر به سوی حق گام برمی‌دارد که آخرین مرحله از سفرهای چهارگانه‌ی مورد نظر ملاصدرا در دستگاه حکمت متعالیه است.&lt;br /&gt;&quot;از دیدگاه ملاصدرا، عارف ربانی، فیلسوف و حکیم متأله در سفر چهارم به میان مردم می‌آید. او با احساس تکلیف درصدد است تا به هدایت و اصلاح جامعه بپردازد. وقتی مطالب مربوط به این سیر را می‌خوانیم، این‌گونه به نظر می‌رسد که امام(ره) آن را پیش روی خود قرار داده و پیاده کرده است. مأموریت او این است که جامعه را اصلاح کند. پس سیاست به معنای صرف اِعمال قدرت که جامعه‌شناسان سیاسی مطرح می‌کنند، نیست. بلکه به معنای هدایت و اصلاح است. این نکته جالب است که این اصلاح، بخشی از سیر و سلوک عرفانی عارف است؛ یعنی اگر این اتفاق نیافتد، عرفان عارف، کامل نمی‌شود. در این‌جاست که پیوند میان فرد و جامعه در اندیشه‌ی ملاصدرا و امام نمود می‌یابد؛ یعنی امام با اصلاح مردم، در حال سلوک عارفانه است.&quot;&lt;sup&gt;12&lt;/sup&gt;   &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 0, 0);&quot;&gt;* هفته‌نامه پنجره؛ شماره 31/ ویژه‌نامه 4 خوانش از ولایت فقیه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پی‌نوشت:&lt;br /&gt;1. به نقل از حجت‌الإسلام حمید پارسانیا در نشست &quot;حکمت متعالیه و فلسفه سیاسی در ابران معاصر&quot; که در تاریخ 12 بهمن 1385 در پژوهشکده علوم و اندیشه‌ی سیاسی برگزار شده است. &lt;br /&gt;2. امام خمینی؛ ولایت فقیه؛ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی؛ 1385؛ ص 9&lt;br /&gt;3 . نگاه سلسله‌مراتبی در برابر نگاه دوگانه‌انگار که پیش از ملاصدرا میان فیسلوفان، متکلمان و عارفان رواج داشت، قرار دارد. &lt;br /&gt;4 . عماد افروغ؛ انقلاب صدرایی؛ پگاه حوزه؛ شماره 217&lt;br /&gt;5. عبدالله جوادی آملی؛ سیاست حکمت متعالیه؛ پگاه حوزه؛ شماره 216 &lt;br /&gt;6 . ملاصدرا؛ شواهدالربوبیة؛ ص 509&lt;br /&gt;7 . اندیشه‌ سیاسی صدرالمتألهین؛ نجف لک‌زایی؛ بوستان کتاب قم؛ 1381؛ ص 139&lt;br /&gt;8 . ملاصدرا؛ عرفان و عارف‌نمایان (کسر اصنام الجاهلیة)؛ ترجمه محسن بیدارفر؛ صص61 تا 63 &lt;br /&gt;9. اندیشه‌ سیاسی صدرالمتألهین؛ نجف لک‌زایی؛ بوستان کتاب قم؛ 1381؛ ص 140 &lt;br /&gt;10 . عبدالله جوادی آملی؛ سیاست حکمت متعالیه؛ پگاه حوزه؛ شماره 216&lt;br /&gt;11. همان&lt;br /&gt;12 . عماد افروغ؛ انقلاب صدرایی؛ پگاه حوزه؛ شماره 217&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 03 Mar 2010 13:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=irpol&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>irpol</dc:creator>
<guid>http://irpol.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آقای خامنه‌ای مقصر است!</title>
<link>http://irpol.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 0, 0);&quot;&gt;پیش‌نوشت: این یادداشت &quot;امید حسینی&quot; است در &quot;&lt;a href=&quot;http://ahestan.wordpress.com/2010/01/23/%D8%A2%D9%82%D8%A7%D9%8A-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%8A-%D9%85%D9%82%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA/&quot;&gt;آهستان&lt;/a&gt;&quot;. به‌نظرم جالب آمد؛ چون حرف اصلی را زده است. بد نیست کسانی که به این‌جا می‌آیند، این متن را هم ببینند. البته اگر حوصله دارید، سری هم به نظرات کاربران آهستان در مورد این مطلب بزنید؛ تا این لحظه 375 تا است! &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 0, 0);&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 102, 255);&quot;&gt;آقای خامنه‌ای مقصر است!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;مدت‌هاست كه می‌خواهم چند خطی درباره آقای خامنه‌ای بنویسم و به سهم و اندازه خودم، از ایشان در برابر هجمات چند ماه اخیر دفاع كنم. اما امروز كه به گذشته نگاه می‌كنم و آن حوادث را با خودم مرور می‌كنم، می‌بینم كه نمی‌توانم، چون به نظر من عملكرد آقای خامنه‌ای اصلا قابل دفاع نیست، ایشان خودشان مقصر اصلی هستند!&lt;br /&gt;آقای خامنه‌ای مقصر هستند چون از همان ابتدا قواعد بازی سیاست را رعایت نكردند. سیاست می‌گوید كه «می‌توان مردم را تا پای صندوق‌های رای آورد، اما رای آنها را حساب نكرد!» سیاست می‌گوید «می‌توان مردم را به جان هم انداخت، تا بزرگان در بالا مشغول چانه‌زنی شوند» اما آقای خامنه‌ای از همان روز اول، بازی سیاست را كنار گذاشت. آقای خامنه‌ای چانه‌زنی‌ها را قبول نكرد. وقتی چانه‌زنی‌ها را دید، كوتاه نیامد و همه ماجرا را به خود مردم گفت و كار را پیچیده‌تر كرد. این مساله می‌توانست با چانه‌زنی بزرگان و شخصیت‌های سیاسی و استوانه‌های نظام حل و فصل شود. كافی بود آقای خامنه‌ای فقط كمی از نظر خود كوتاه بیاید و نظر بزرگان را بپذیرد. از نظر خودش هم كه نه، از نظر مردم و از انتخاب مردم. باور كنید آب از آب تكان نمی‌خورد. مردم را هم می‌شد یك طوری قانع كرد. اصلا چه كسی گفته مردم همیشه باید همه چیز را بدانند؟&lt;br /&gt;بالاخره مردم هر چقدر هم كه عزیز باشند، عزیزتر از بزرگانی نیستند كه همه عمر خود را در راه پیروزی انقلاب اسلامی و برقراری جمهوری اسلامی صرف كرده‌اند. ما بزرگانی داریم كه سال‌های زیادی را در زندان بوده‌اند و بعد از انقلاب هم همه كاره نظام بودند. آیا به خاطر رای مردم، باید آنها را از خود برانیم؟ ارزش دارد؟ عقل چه می‌گوید؟ سیاست چه می‌گوید؟ به نظر من اشتباه آقای خامنه‌ای این بود كه مصالح این آدم‌ها و شخصیت‌ها را در جمهوری اسلامی رعایت نكرد و آنها را با مردم عادی كشور برابر دانست.&lt;br /&gt;اشتباه دیگر آقای خامنه‌ای این بود كه بیش از اندازه روی نقش مردم تاكید ‌كرد و دائما  ‌گفت مردم. اما آیا همیشه می‌شود به مردم اطمینان كرد؟ اتفاقا امام خمینی هم همین را می‌گفت. اصلا امام هم اشتباه می‌كرد كه می‌گفت «اکثریت هرچه گفتند آرایشان معتبر است، ولو به ضرر خودشان باشد!» این چه حرفی است كه هر كسی را كه مردم انتخاب كردند؟! خوب شاید مردم اشتباه كردند و كسی را انتخاب كردند كه به درد مملكت نخورد! به نظر من  آقای خامنه‌ای باید می‌گفت هركسی را كه بزرگان و شیوخ كشور گفتند، همان رییس جمهور است!&lt;br /&gt;ما دلسوزانی داریم كه مردم را قبول دارند، اما اعتقاد دارند كه مردم گاهی اشتباه می‌كنند و نباید اجازه اشتباه را به آنها داد! به نظر من آقای خامنه‌ای باید حرف این بزرگان را گوش می‌كرد و به نظر آنها احترام می‌گذاشت. مردم عزیزند، ولی بعضی وقت‌ها واقعا نمی‌فهمند! البته این اشتباه آقای خامنه‌ای مال امروز و دیروز هم نیست. همان سال 76 هم وقتی مردم به سید محمد خاتمی رای دادند، آقای خامنه‌ای بایستی آقای ناطق نوری را به عنوان رییس جمهور معرفی می‌كرد.  و یا سال 80، نباید اجازه انتخاب مجدد خاتمی را به مردم می‌داد! اما آقای خامنه‌ای باز هم به انتخاب مردم احترام گذاشت. خوب چرا؟! مردم چكاره‌اند؟!&lt;br /&gt;آقای خامنه‌ای مقصر است چون بیش از اندازه به قانون احترام گذاشت. قانون كه وحی منزل نیست. به نظر شما، نمی‌شود گاهی به خاطر مصلحت بزرگان، قانون را كنار گذاشت؟ مگر دیگران قانون را قبول ندارند؟ اتفاقا آنها هم قانون را قبول دارند، حتی بیشتر از ما، ولی انصاف داشته باشید، گاهی آدم مجبور می‌شود از چراغ قرمز هم عبور كند! خوب قانون هم مثل چراغ قرمز، چه فرقی دارد؟ چرا آقای خامنه‌ای قانون را موقتا تعطیل نكرد؟&lt;br /&gt;اشتباه دیگر آقای خامنه‌ای این بود كه به سخنان «روشنفكران قبیله‌ای» احترامی نگذاشت. مخصوصا به سخنان روشنفكرترین فرد ایرانی!؟ چرا آقای خامنه‌ای دلیل اصلی تقلب را نپذیرفت؟ وقتی ما خودمان را بی‌نیاز از نظرات روشنفكران قبیله‌ای بدانیم، به چه كسی دلخوش باشیم؟ به مردم عوام روستایی عاشق  ساندیس؟!&lt;br /&gt;اشتباه دیگر آقای خامنه‌ای این بود كه رای آن پیرزن و پیرمرد روستایی «قراخیلی» را، با رای آن مرد و زن باكلاس تهرانی، برابر دانست. خودتان قضاوت كنید، حقیقتا اینها با هم یكی هستند؟ یعنی كیفیت رای اصلا مهم نیست؟! كدامشان بیشتر می‌فهمند؟ كلاهتان را قاضی كنید و ببینید آیا واقعا رای آن مرد و زن «درچه پیازی» با رای تهرانی‌ها برابر است؟ اصلا فرض كنید برابر باشد، آیا از لحاظ كیفی هم برابر است؟! اصلا تا حالا شما اسم این ده كوره‌ها را شنیده بودید؟ تا حالا می‌دانستید كه چنین شهر و روستایی هم در ایران وجود دارد؟ خوب وقتی خبر ندارید، پس رای آنها چه ارزشی دارد؟ مهم كیفیت آراست كه همه نخبگان كشور می‌گویند كیفیت رای تهرانی‌ها بیشتر از همه جای كشور است. پس چرا آقای خامنه‌ای این را نپذیرفت؟&lt;br /&gt;به نظر من باید قانونی وجود داشته باشد كه انتخابات بر اساس «كیفیت آراء» باشد نه بر اساس «كمیت آراء» یعنی اگر در انتخاباتی، «خورموجی‌ها و خیارجی‌ها و سورانی و ‌زارچی‌ها و گراشی‌ها و بیله‌سواری‌ها» یك نفر را انتخاب كردند و تهرانی‌ها یك نفر دیگر را، باید به انتخاب تهرانی‌ها احترام گذاشت! چون عقل این را می‌گوید، نخبگان هم همین را می‌گویند، بزرگان نظام هم اینطور راضی می‌شوند!&lt;br /&gt;حالا كه دارم اعتراف می‌كنم، خیال همه را راحت كنم. آقای خامنه‌ای نه تنها مقصر، كه مجرم نیز هست! اینرا من نمی‌گویم، تمام بدهای دنیا، ببخشید تمام خوب‌های دنیا می‌گویند. آقای خامنه‌ای مجرم است، چون باراك اوباما می‌گوید. آقای خامنه‌ای مجرم است، چون نتانیاهو می‌گوید. آقای خامنه‌ای مجرم است، چون گوردون براون و ساركوزی و بلر می‌گویند. چون ملك عبدالله و حسنی مبارك و عبدالله دوم می‌گویند. آقای خامنه‌ای مجرم است، چون اسرائیل و آمریكا و انگلیس و فرانسه و آلمان و تمام كشورهای متمدن دنیا می‌گویند! اگر این‌ها دلیل نمی‌شود، پس چه چیزی دلیل می‌شود؟&lt;br /&gt;نه تنها كشورهای مختلف، كه هم‌وطنان ضدانقلاب خارج از كشور ما هم همین را می‌گویند. آقای خامنه‌ای مجرم است چون رضا پهلوی می‌گوید، چون بنی‌صدر می‌گوید. چون مسعود و مریم رجوی می‌گویند. از همه مهمتر، چون اكبر گنجی و عطاءالله مهاجرانی و دكتر سروش و كدیور می‌گویند. سازگارا و مخملباف و نوری‌زاده هم این را تایید می‌كنند. همین سازگارای دلاور چند ماه است كه دارد همین را می‌گوید! رادیو اسرائیل و رادیو فردا و صدای آمریكا و بی‌بی‌سی هم همین را داد می‌زنند. آیا همه اینها دلیل نمی‌شود كه باور كنیم آقای خامنه‌ای مجرم و مقصر اصلی حوادث اخیر است؟ پس دوستان عزیز، بهتر است تعصب را كنار بگذاریم. قبول كنیم كه آقای خامنه‌ای مقصر اصلی است!&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 25 Jan 2010 07:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=irpol&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>irpol</dc:creator>
<guid>http://irpol.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ولایت و مسؤولیت</title>
<link>http://irpol.blogfa.com/post-7.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; color: rgb(0, 102, 255);&quot;&gt;&lt;strong&gt;ولایت و مسؤولیت&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;دوست عزیز- احتمالاً- نادیده‌ام محمد، مطلبی در نقد پست قبلی در قسمت نظرات وبلاگ اظهار کرده است. با تشکر از او، پاسخ اجمالی خود را که تشریحی در باب مسئله‌ی &quot;ولایت و مسؤولیت&quot; است، ارائه می‌کنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;(ضمناً خوشحالم که بعد از مدت‌ها، دوباره به‌روزم!)&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;***&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;مقام رهبری و ولایت امر، با توجه به استنادهای نقلی، استدلال‌های عقلی و آنچه که در قانون اساسی آمده، از نظر اطلاع‌ از امورات کشور و کاستی‌ها و نابسامانی‌ها و به همان اندازه پیشرفت‌ها و... بالاتر از سایر مقامات تقنینی، قضایی و اجرایی است. از سوی دیگر در قانون اساسی ضمانت اجرایی برای مداخله‌ی رهبری در مواردی که انحراف کلی از خطوط اساسی انقلاب و نظام دیده می‌شود، در نظر گرفته شده و در واقع قدرت نظارت رهبر بر امور کشور فراهم است. از این دیدگاه رهبر، خود در جایگاه نظارت بر روابط قدرت در جامعه نشسته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در عین حال این مقام، در هرم قدرت جامعه، طرف مردم است و بیشترین سطح و عمق رابطه را با مردم- از همه‌ی طیف‌ها- دارد و از این رو مستقیماً به آن‌ها پاسخ‌گو است. شاید معنای واقعی مسؤولیت مطلقه این باشد؛ که بدون شک این نوع پاسخ‌گویی مهم‌تر و کارآمدتر از &quot;نظارت نهادی&quot; است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر مباحث نظری سیاست را به‌طور علمی و به روز پیگیری ‌کنید، در نظریات نوین غربی- مانند نگرش‌های پست مدرن- می‌بینید که بسیاری از اندیشمندان سیاسی، اصولاً توقع نظارت واقعی نهادی- توسط احزاب، رسانه‌ها و...- را نا‌به‌جا می‌دانند یا دست‌کم کارآمدی آن را در سطح بسیار پائینی تصور می‌کنند. به همین دلیل در سال‌های اخیر، گروهی از نظریه‌پردازان به دنبال اشکال مستقیم‌تر و مؤثرتر رابطه و نظارت بین مردم و عالی‌ترین مقامات سیاسی با الهام از الگوهای &quot;دموکراسی مستقیم&quot; در دولت‌شهرهای یونان هستند. توجه به نقش جنبش‌های اجتماعی در نظریات جدید سیاسی از همین‌ رو است. البته به نظر من این راه حل مسئله نیست؛ چون باز هم هیچ‌گونه ضمانت اجرایی برای اجرای خواست واقعی مردم در میان نیست. بگذریم... (نگاه کنید به: جامعه‌شناسی سیاسی معاصر؛ کیت نش؛ انتشارات کویر)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید یادآوری کنم: مجلس خبرگان کمیسیون ویژه‌ای دارد که دائم شرایط رهبری را رصد کرده و بر عملکرد او نظارت می‌کند اما وقتی تخلفی نیست، چه چیزی را باید گزارش کند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنین مطبوعات و نشریات و رسانه‌ها در تمامی سال‌های پس از انقلاب، نسبت به رهبری و ولایت فقیه در ابعاد مختلف نظری و عملی، مستقیم و غیرمستقیم انتقادات فراوانی را مطرح کرده‌اند که در بیشتر موارد با واکنش منفی از سوی حکومت مواجه نشده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لطفا به این نکته‌ی مهم توجه کنید: بسیاری از نمایندگان که در برخی موارد انتقادهای تند و جدی نسبت به رهبری داشته‌اند، در دوره‌های بعدی تأیید صلاحیت شده‌اند؛ مثل آقای اکبر اعلمی که در مجلس ششم حضور داشت و منتقد رهبری بود اما به مجلس هفتم هم راه یافت. این می‌تواند نشانه‌ای باشد برای این‌که نمایندگان رد صلاحیت شده، احتمالاً موارد منفی دیگری در کارنامه‌ی خود داشته‌اند که باعث رد صلاحیت‌شان شده؛ نه صرفاً انتقاد از رهبری. توجه به این نکته هم در نگاهی منصفانه به ماجرا ضروری است که هرچه نام نقد بر خود دارد، لزوماً ماهیت انتقادی ندارد. در بسیاری موارد کار به توهین و تهمت می‌کشد که قانون‌گذار تکلیف آن را مشخص کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مورد تغییر نظام، گمان می‌کنم که محمد عزیز، پاسخ خود را داده‌ است! فعلاً هیچ‌ راهی برای کشف نظر اکثریت- به‌طور مردم‌سالارنه- وجود ندارد. بنابراین مادام که چیزی مانند &quot;خواست انقلاب علیه نظام حاکم از سوی مردم&quot; بروز نکرده است، نمی‌توان به جای آن‌ها سخن گفت. ضمن این‌که مشارکت مردم در رقابت‌های سیاسی تعریف شده در چارچوب نظام سیاسی حاکم، در همه‌جای دنیا نشانه‌ی تلقی به قبول و پذیرش فراگیر نظام سیاسی از سوی مردم تلقی می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این راستا:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- &lt;a href=&quot;ÙÙØ§ÛØªâÚ¯Ø±ÛØ²Û Ù¾ÙÙØ§Ù&quot;&gt;ولایت‌گریزی پنهان&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Dec 2009 06:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=irpol&amp;postid=7</comments>
<dc:creator>irpol</dc:creator>
<guid>http://irpol.blogfa.com/post-7.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ولایت مطلقه، مسؤولیت مطلقه</title>
<link>http://irpol.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; color: rgb(0, 102, 255);&quot;&gt;&lt;strong&gt;ولایت مطلقه، مسؤولیت مطلقه&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;شاید شما هم این جمله‌ را که روزهای گذشته دهان به دهان گشته، شنیده باشید: &quot;ولایت مطلقه، مسؤولیت مطلقه می‌آورد!&quot;&lt;br /&gt;مدتی بود که به معنا، مفهوم و پیامدهای رد یا پذیرش این عبارت، فکر می‌کردم تا این‌که چند روز پیش به توضیحی از آیت‌الله خامنه‌ای درباره‌ی ولایت مطلقه‌ی فقیه برخوردم. این سخنان خیلی پیش‌تر از این‌- یعنی 26 آذر 1382- در &lt;a href=&quot;http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=5703&quot;&gt;دیدار با دانشگاهیان استان قزوین&lt;/a&gt; ایراد شده.&lt;br /&gt;خوشحال می‌شوم اگر بعد از خواندن این سطور، نویسنده‌ را راهنمایی بفرمائید که از کجای این تقریر از ولایت فقیه، &quot;مسؤولیت مطلقه&quot; برمی‌آید؟ اساساً مسؤولیت مطلقه بر مبنای ولایت مطلقه از نظر فقهی، حقوقی و سیاسی به چه معناست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 0, 0);&quot;&gt;نظام پارلمانی و ولایت مطلقه فقیه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&quot;جمهورى اسلامى نظام پارلمانى را كه یكى از اشكال مردم‌سالارى است و شكل خوبى هم هست، قبول كرده و پذیرفته است. این بخش از حاكمیت، یعنى قانون‌گذارى- غیر از قوّه‌ى مجریه و رهبرى كه آن‌ها هم به‌نحوى با انتخاب مردم صورت مى‌گیرد- به انتخاب مستقیم مردم با همین قانونى كه وجود دارد، كه در قانون اساسى ما پیش‌بینى شده و قوانین عادى هم ترتیبات آن را مشخص كرده‌اند، صورت مى‌گیرد، تا كسانى بروند و قانون بگذارند. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;قانون یعنى چه؟ قانون یعنى سرنوشت یك كشور؛ قانون یعنى سرنوشت انسان‌ها در یك جامعه. چون همه متّبع هستند و مجبورند از قانون تبعیت كنند. دولت هم باید از قانون تبعیت كند؛ رهبر هم باید از قانون تبعیت كند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بعضی‌ها خیال مى‌كنند كه این &quot;ولایت مطلقه‌ى فقیه&quot; كه در قانون اساسى آمده، معنایش این است كه رهبرى مطلق‌العنان است و هر كار كه دلش بخواهد، مى‌تواند بكند! معناى ولایت مطلقه این نیست. رهبرى بایستى موبه‌مو قوانین را اجرا كند و به آن‌ها احترام بگذارد. منتها در مواردى اگر مسؤولان و دست‌اندركاران امور بخواهند قانونى را كه معتبر است موبه‌مو عمل كنند، دچار مشكل مى‌شوند. قانون بشرى همین‌طور است. قانون اساسى راه چاره‌اى را باز كرده و گفته آن‌جایى كه مسؤولان امور در اجراى فلان قانون مالیاتى یا سیاست خارجى، بازرگانى، صنعتى و دانشگاهى دچار مضیقه مى‌شوند و هیچ‌كار نمى‌توانند بكنند- مجلس هم این‌طور نیست كه امروز شما چیزى را ببرید و فردا تصویب كنند و به شما جواب دهند- رهبرى مرجع است. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;زمان امام هم همین‌طور بود. بنده خودم آن‌وقت رئیس جمهور بودم و جایى كه مضیقه‌هایى داشتیم، به امام نامه مى‌نوشتیم و ایشان اجازه مى‌دادند. بعد از امام، دولت قبلى و دولت فعلى گاهى راجع به مسائل گوناگون نامه مى‌نویسند كه در این‌جا مضیقه وجود دارد، شما اجازه بدهید كه این بخش از قانون نقض شود. رهبرى بررسى و دقّت مى‌كند و اگر احساس كرد كه به ناگزیر باید این‌كار را بكند، آن را انجام مى‌دهد. جاهایى هم كه به‌صورت معضل مهمّ كشورى است، به مجمع تشخیص مصلحت ارجاع مى‌شود. این معناى ولایت مطلقه است، والّا رهبر، رئیس‌جمهور، وزرا و نمایندگان، همه در مقابل قانون تسلیم‌اند و باید تسلیم باشند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;قانون آن‌قدر مهم است كه قالب عملكرد من و شماست. آن كسى را كه ما انتخاب مى‌كنیم و به مجلس مى‌فرستیم، كسى است كه سرنوشت كشور را در چهارسال معین مى‌كند. ابتدا كه ما این نظام پارلمانى را قبول كردیم، بعضى از سیستم‌هاى منطقه‌اى كه اسلامى هم بودند، اعتراض كردند كه این چه چیزى است شما قبول كرده‌اید؟! من حالا نمى‌خواهم اسم بیاورم. یكى از همین دولت‌هاى مدّعى مى‌گفت چرا شما نظام پارلمانى را قبول كردید؟! ما با استدلال به ایشان ثابت كردیم كه همین نظام پارلمانى درست است.&quot;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در این راستا:&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;- &lt;a href=&quot;http://www.khobreganrahbari.com/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=201&quot;&gt;حکومت مطلقه در اسلام بی‌معناست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 29 Sep 2009 08:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=irpol&amp;postid=6</comments>
<dc:creator>irpol</dc:creator>
<guid>http://irpol.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اسلام انگلیسی به پیامبری بی‌بی‌سی</title>
<link>http://irpol.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 102, 255);&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; color: rgb(0, 102, 255);&quot;&gt;&lt;strong&gt;اسلام انگلیسی به پیامبری بی‌بی‌سی&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;شامگاه روز یکشنه، 29 شهریور 1388، در حالی که چند ساعت بیشتر از اقامه‌ی پرشکوه نماز عید سعید فطر در تهران و سراسر ایران اسلامی نگذشته بود، بی‌بی‌سی در سایت فارسی خود یک گزارش خبری درج کرد که از جهات مختلف، جالب توجه به نظر می‌رسد. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;پیش از هرگونه اظهار نظر و قضاوتی، متن کامل آن را بخوانید:&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;اعلام عید فطر نزاع مذهبی یا سیاسی&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(102, 102, 102);&quot;&gt;اختلاف بر سر اعلام روز عید فطر از موضوعاتی است که هر ساله با پایان ماه رمضان به وجود می‌آید. اما امسال این اختلاف شکل دیگری را به خود گرفت که موجب اظهار نظرهای مختلفی شد. آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی، روز یکشنبه را روز اول ماه شوال و عید فطر اعلام کرد. این در حالی است که اغلب مراجع شیعه و آیات عظام قم، مشهد و نجف یکشنبه را ۳۰ام ماه رمضان اعلام کردند.&lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(102, 102, 102);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(102, 102, 102);&quot;&gt;به اعتقاد برخی کارشناسان این موضوع بیش از اینکه مسئله‌ای مذهبی و یا علمی باشد، موضوعی سیاسی است. حسن شریعتمداری، پژوهشگر علوم دینی می گوید: &quot;آقای خامنه‌ای و خمینی می‌خواستند به عنوان حاکم شرع نسبت به حلول ماه رمضان و عید فطر حکم حکومتی بدهند و حوزه‌ی علمیه تبعیت کند اما حوزه‌ی علمیه همیشه سعی کرده استقلالش را حفظ کند و آن‌ها را به عنوان حاکم حکومت اسلامی نشناسد.&quot;&lt;/span&gt;&lt;br style=&quot;color: rgb(102, 102, 102);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(102, 102, 102);&quot;&gt;آقای شریعتمداری با اشاره به جنبه‌ی دیگر این مسئله گفت: بسیاری از این مراجع، آقای خامنه‌ای را حاکم جائر (زورگو) می‌دانند و اصولاً شهاداتش را قبول ندارند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(102, 102, 102);&quot;&gt;در عین حال برخی از صاحب‌نظران اختلاف نظر بر سر اعلام عید فطر را یک مسئله‌ی تاریخی می‌دانند. حمید فرخنده، روزنامه‌نگار در این خصوص توضیح می‌دهد: &quot;این مسئله‌ی تقویم ماه قمری است؛ نباید به آن بعد سیاسی داد. شرایط جامعه‌ی ملتهب ایران تمام این مسائل را تحت شعاع قرار می‌دهد و فکر می‌کنم بحث حاشیه‌ای این موضوع از بحث اصلی مهم‌تر است.&quot;&lt;br /&gt;آقای فرخنده با اشاره به این‌که چند سال پیش در روزنامه‌ی کیهان عنوان شده بود که رؤیت حلال ماه شوال به عهده‌ی ولایت فقیه است و بقیه باید از آن پیروی کنند، می‌گوید: &quot;این مسئله‌ی مضحکی است. اما به هر حال این احتمال وجود دارد که به دلیل این‌که تعداد زیادی از آیات اعظام در یک طرف و آیت‌الله خامنه‌ای در طرف دیگر قرا گرفته است، به آیات عظامی که در حکومت دخالت نمی‌کنند، فشارهایی آورده شود؛ چون ظاهراً با ولی فقیه هم‌نظر نبودند.&quot;&lt;br /&gt;برخی از کارشناسان بر این باورند که استفاده از چشم مسلح و فناوری‌های عصر حاضر برای رؤیت ماه می‌تواند به بسیاری از اختلاف نظرها پایان دهد؛ هرچند بخش مهمی از این اختلافات بر سر مسائلی جدای از مذهب است.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(102, 102, 102);&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify; color: rgb(102, 102, 102);&quot;&gt;حسن شریعتمداری با عنوان این مسئله که به نظر او &quot;بهترین ملاک، اعتماد به رصدخانه‌های ملی و استعلام از آن‌ها&quot; است، افزود: &quot;من فکر نمی‌کنم اگر در زمان حضرت رسول تلسکوپ وجود داشت، ایشان مخالفت می‌کرد. با رؤیت ماه به وسیله‌ی تلسکوپ، مسلمانان بی‌اختلاف می‌توانند به وظایف مذهبی خود عمل کنند.&quot;&lt;br /&gt;اما در مجموع تعدادی از کارشناسان بر این باورند که اختلاف نظرها بر آغاز ماه رمضان و پایان آن و مسائل دیگر مذهبی بیش از این‌که موضوعی مذهبی باشد، بحث بر سر قدرت است و حوزه‌ی علمیه تلاش کرده تا جدای از قدرت مذهبی رهبران کشور به این مسائل رسیدگی کند اما در سال‌های اخیر تلاش برای تأثیرگزاری بر حوزه‌ی علمیه افزایش یافته است.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;(بی‌بی‌سی &quot;جائر&quot; را درست ترجمه نکرده؛ معادل فارسی این واژه‌، &quot;ناعادل&quot; است، نه زورگو!&lt;br /&gt;نویسنده همچنین &quot;هلال&quot; را به اشتباه &quot;حلال&quot; آورده است!)&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;درباره‌ی عملکرد بی‌بی‌سی در این مورد خاص، چند نکته جالب توجه است:&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اول این‌که گویا بی‌بی‌سی جمعیت بی‌شمار نمازگزاران در تهران و سراسر ایران را که با اعتماد به فتوای آیت‌الله خامنه‌ای نماز عید را اقامه کردند، اصلاً ندیده است!&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;دوم: از نظر شرعی برای اثبات حلول ماه نو، تنها راه، مراجعه به فتوای مراجع نیست. بیشتر مردم در این زمینه به حکم رهبری که حاکم شرع است اعتماد و به مقتضای آن، عمل می‌کنند. بنابراین اعتماد به حکم آیت‌الله خامنه‌ای در ثبوت هلال ماه نو، به دایره‌ی مقلدان پرشمار ایشان نیز محدود نمی‌شود.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سوم: بی‌بی‌سی مدعی فشار حکومت برای پذیرش نظر رهبری توسط مراجع تقلید شده اما نتوانسته کوچک‌ترین دلیلی برای آن بیاورد؛ در حالی که دلایل مختلفی علیه این پندار وجود دارد. مثلاً این‌که دفتر رهبری در این‌گونه موارد با دفاتر مراجع عظام به‌طور مداوم در تماس است و اصولاً نظرات آن‌ها را اگر دارای ویژگی‌های بایسته برای رؤیت هلال باشد، معتبر می‌داند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;چهارم: اختلاف نظر درباره‌ی شیوه‌ی استهلال و اعلام آن، یک مسئله‌ی قدیمی فقهی و البته تا اندازه‌ای حکومتی- به معنای صحیح کلمه- است که هیچ ربطی به حوادث و وقایع روزمرّه‌ی سیاسی ندارد تا بی‌بی‌سی بخواهد از آن چنین برداشت کند که اکثر مراجع شیعه، آقای خامنه‌ی را حاکم جائر می‌دانند و بعد هم آنقدر دست و پایش را گم‌کند که در سه مطلب دیگر نیز با عناوین زیر به این مسئله بپردازد:&lt;br /&gt;-    روز یکشنبه نماز &quot;عید فطر&quot; تهران توسط آیت‌الله خامنه‌ای برگزار شد&lt;br /&gt;-    به فتوای اکثر مراجع تقلید، دوشنبه عید فطر اعلام شد&lt;br /&gt;-    اغلب مراجع تقلید جهان شیعه، دوشنبه را عید فطر اعلام کرده‌اند&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;پنجم: بسیاری از کسانی که بی‌بی‌سی از آن‌ها با عنوان آیات عظام! نام می‌برد، اصولاً در شمار مراجع تقلید نیستند. در کدام حوزه‌ی علمیه، آقای بیات مرجع تقلید دانسته می‌شود!؟&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;ششم: علیرغم ادعای بی‌بی‌سی که آیت‌الله مظاهری از علمای اصفهان را در شمار مراجع مخالف عید بودن روز یکشنبه آورده، روز یکشنبه نماز عید در میدان نقش جهان اصفهان به امامت ایشان با حضور پرشکوه مردم برگزار شد!&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;هفتم: بی‌بی‌سی نگفت این‌که حوزه می‌خواهد استقلالش از حکومت را حفظ کند، با به رسمیت نشناختن امام و آیت‌لله خامنه‌ای به عنوان حاکم حکومت اسلامی چه ارتباطی دارد؟&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;هشتم: در حالی که بی‌بی‌سی می‌گوید: &quot;استفاده از چشم مسلح و فناوری‌های عصر حاضر برای رؤیت ماه می‌تواند به بسیاری از اختلاف نظرها پایان دهد&quot;، معلوم نیست چرا به این نکته توجه نمی‌کند که تنها مرجعی که چنین رویه‌ای را در پیش گرفته، آیت‌الله خامنه‌ای است و اصولاً اختلاف نظر بسیاری از فقهای دیگر با ایشان در مسئله‌ی استهلال، به همین رویه‌ی‌ این مرجع بزرگ بازمی‌گردد.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;نهم: به نظر می‌رسد رسانه‌ی دولتی انگلیس، با سوء استفاده از یک مسئله‌ی قدیمی فقهی که البته پس از انقلاب تا اندازه‌ای به وسیله‌ی بدخواهان و کج‌اندیشان، سیاسی- به معنای مذموم- شده‌ است، می‌خواهد از این آب گل‌آلود، ماهی بگیرد و مراجع و مقلدان آن‌ها را در برابر ولی فقیه و جمهوری اسلامی قرار دهد. برای ایرانی‌ها، این روش انگلیسی در تفرقه‌افکنی و مخدوش ساختن وحدت و همدلی جامعه‌ی مسلمان، چیزی شناخته‌شده و البته شیوه‌ای نخ‌نماست!&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;دهم: در سال‌های گذشته که چنین مسئله‌ای پیش ‌آمده و مراجع بزرگوار، نظر دیگری غیر از آن‌چه آیت‌الله خامنه‌ای داشته‌اند، اظهار فرموده‌اند، در شب‌های بعدی ماه که رؤیت هلال آسان بوده و برای اهل فن، تشخیص این‌که آنچه می‌بینند، ماه شب اول است یا دوم، ممکن است، همواره درستی دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای ثابت شده است. این قضاوت در شب چهاردهم ماه شوال بسیار آسان‌تر خواهد بود. &lt;br /&gt;با وجود چنین تجربه‌ای، این اشتباه مکرر، هیچ‌گاه موجب توهین و تحقیر مراجع عزیز از سوی رهبر انقلاب و دیگر مقلدان مسلمان نشده است.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;به این بخش از &lt;a href=&quot;http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3205&quot;&gt;سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در خطبه‌های نماز عید فطر سال 1382&lt;/a&gt; توجه کنید:&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&quot;امروز مردم عزيز ما عيد گرفته‏اند. بسيارى از برادران و خواهران مسلمان كشورهاى اسلامى هم ديروز را عيد دانستند. در داخل كشور ما هم براى بعضي‌ها در برخى از شهرها ديروز ثابت شد كه عيد است؛ براى بعضى از مراجع معظم تقليد هم ديروز ثابت شد كه روز عيد فطر است و بر طبق آنچه براى آن‌ها احراز شده بود، عمل كردند. براى بعضى هم ثابت نشد و بر طبق حكم شرعى، امروز براى آن‌ها عيد محسوب شده و امروز را عيد گرفتند. هر دو گروه به وظيفه‌ی خود عمل كردند. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;قبلاً پيش‏بينى متخصصان و كارشناسان مسائل نجومى در كشور ما و مراكز علمى دنيا همين بود كه امسال ماه رمضان سى روزه خواهد بود؛ ولى اگر براى كسى بعد از بيست‏ونهم ماه رمضان- شب سى‏ام يا روز سى‏ام- ثابت شد كه ماه شوال طلوع كرده است، وظيفه‌ی او اين است كه طبق تكليف شرعى، آن روز را ابتداى ماه شوال بداند. اين چيزها در شريعت اسلامى مايه‌ی اختلاف نيست. كسانى كه ديروز را روز اول شوال دانسته‏اند، بر اساس تكليف و طبق جَزم خود عمل كرده‏اند و پيش خداى متعال مُثابند. بقيه‌ی مردم هم كه به تبع جمعى از مراجع عظام در قم و نجف، براى آن‌ها احراز نشد كه ديروز اوّل شوال باشد- كه براى ما هم اين معنا احراز و ثابت نشد- پيش خداى متعال مأجورند. وظيفه‌ی ما اين بود، وظيفه‌ی آن‌ها هم آن بود. آنچه مهم است، عمل به تكليف و از دست ندادن ذخيره‌ی ماه رمضان است.&quot;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;&lt;strong&gt;پس‌نوشت: بخشی از &lt;a href=&quot;http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8094&quot;&gt;سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با خبرگان رهبری&lt;/a&gt; 2 مهر 1388&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&quot;در قضیه‌‌ى این عید فطر هم که فرمودند، به نظر من اینى که ما بگوئیم باید جورى بشود که همه، در یک روز عقیده‌‌ى به عید پیدا کنند، این نشدنى است؛ یعنى طبق مبانى فقهى ما نشدنى است؛ همه‌‌ى فقها بر یک فتوا متفق بشوند؛ خب نمی‌شود. بالاخره یک فقیهى ممکن است پیدا بشود که نظرش چیز دیگرى باشد؛ بنابراین اختلاف به وجود خواهد آمد. ما این اختلاف را خیلى بزرگ نکنیم؛ چه اهمیتى دارد؟ چه اشکالى دارد؟ یک نفرى است، فتوائى دارد یا مقلدینى هم دارد، یا ندارد و طبق فتواى خودش عمل می‌کند. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;منتها البته امسال هم مشاهده کردید، با این‌که بعضى از آقایان بزرگ و محترم و مراجع عظام نظرشان نظر دیگرى بود، هیچ تظاهرى به این نظر مخالف انجام نگرفت؛ شما ملاحظه کردید. این خیلى چیز مهمى است؛ این خیلى چیز عظیمى است؛ خیلى باید قدردانى کرد. اینجور نبود که حالا یک نماز عید روز یکشنبه تشکیل بشود مثلاً در اصفهان یا در مشهد یا در تهران یا جاى دیگر، یک نماز عید هم روز دوشنبه. همچنین کارى اتفاق نیفتاد؛ این خیلى مهم است. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;خوب، بزرگان انصافاً همین‌طور که همیشه‌‌ى عقیده‌‌ى ما بوده و الان هم هست، به مصالح نظام، به مبانى نظام خیلى پایبندند، خیلى معتقدند؛ انسان این‌ها را مى‌‌بیند؛ و واقعاً باید قدردانى کرد، شکرگزارى کرد. بنده خیلى از آقایان محترم و بزرگى که فتوایشان هم غیر از آن چیزى بود که مبناى حکم ما بود، متشکرم؛ اما در عین حال، به مخالفت تظاهرى نکردند؛ این خیلى چیز مهمى است. دشمن البته ممکن است یک کلمه حرف بزند و این را بزرگ کنند و جنجال کنند و هیاهو کنند؛ ما تابع نغمه‌‌ى دشمن که نیستیم!&quot;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در این راستا:&lt;br /&gt;- &lt;a href=&quot;http://alef.ir/1388/content/view/53907/&quot;&gt;نحوه و مکان رؤیت هلال ماه شوال در عصر روز شنبه&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;- &lt;a href=&quot;http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=63126&quot;&gt;دیپلماسی روباه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 0, 0);&quot;&gt;توضیح: لینک یادداشتی مرتبط با این موضوع، به پیشنهاد دوستم محمد، از این‌جا برداشته شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 22 Sep 2009 12:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=irpol&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>irpol</dc:creator>
<guid>http://irpol.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حمله به انصاف</title>
<link>http://irpol.blogfa.com/post-4.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: center; color: rgb(0, 102, 255);&quot;&gt;&lt;strong&gt;حمله به انصاف&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;سخنان فرمانده سپاه در روزهای گذشته‌، چنان که انتظار می‌رفت با واکنش‌های گوناگونی مواجه شد اما غیر از مورد ابوالفضل فاتح، هیچ‌کدام از گزاره‌های اصلی مطرح در سخنان وی از سوی دیگران، تکذیب نشد. سیدمحمد خاتمی، مجمع روحانیون مبارز و دیگران تنها با تقبیح گفتار و رفتار فرمانده سپاه، کوشیدند ارزش خبری آن را مخدوش کنند اما...&lt;br /&gt;گذشته از درستی یا نادرستی اظهارات فرمانده سپاه، نگاهی به رفتارها و برنامه‌های انتخاباتی و پس از انتخاباتی برخی نامزدها و چهره‌ها و گروه‌های سیاسی حامی‌شان، در این‌باره شکی ایجاد نمی‌کند که &quot;عده‌ای&quot; به رقابت‌های انتخاباتی دهم و مسائل پس از آن، همچون &quot;کارزار با رهبری&quot; نگاه می‌کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ریشه‌یابی این پدیده، برخی دست عوامل بیگانه و &quot;دشمن&quot; را مستقیماً در کار می‌دانند؛ برخی آن را ادامه‌ی تقابل‌ها و تعارض‌های &quot;اصلاح‌طلبان&quot; با جایگاه ولایت فقیه ارزیابی می‌کنند و برخی دیگر همه‌چیز را به کینه‌توزی‌های شخصی &quot;موسوی خوئینی‌ها&quot; و قدرت‌طلبی &quot;هاشمی رفسنجانی&quot; نسبت می‌دهند و... معمولاً برای این‌گونه گزاره‌ها، شواهد و قرائنی هم وجود دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اکنون به سختی می‌توان در رد یا اثبات این گزاره‌ها چیزی گفت یا نوشت؛ گذشت زمان و قضاوت مردم احتمالاً خیلی چیزها را روشن خواهد کرد. اما در مورد اطراف این ماجرا می‌توان اندیشید و حدس‌هایی نزدیک به واقع داشت. برای نمونه، به نظر می‌رسد نقش &quot;پدیده‌ای&quot; به نام &quot;احمدی‌نژاد&quot; در این میان بسیار شایسته‌ی توجه است. نمی‌توان انکار کرد که مشکل بسیاری از چهره‌ها و گروه‌های سیاسی و شاید بخشی از مردم با رهبری، از وقتی شکل گرفت و یا &quot;حاد&quot; شد که حمایت‌های ایشان از احمدی‌نژاد و دولت او را دیدند و البته برنتافتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.fardanews.com/files/fa/news/1388/3/19/37103_185.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;این‌جا نمی‌خواهم به این بپردازم که حمایت مدیر بالادستی از مدیر پائین‌دستی‌اش و حمایت از آرای عمومی عقلانی است، نمی‌خواهم بگویم عرف و رویه‌ی رابطه‌ی رهبر انقلاب با دولت‌ها و رئیس‌جمهورها همین بوده است، نمی‌خواهم بگویم این حمایت‌ها مشروط است و خط قرمز دارد- به یاد بیاورید ماجرای سازمان حج و ماجراهای دنباله‌دار مشایی را- نمی‌خواهم بگویم که رهبری انتقادهایش را با روشی دیگر که اتفاقاً برای آقایان شناخته شده هم هست، به دولت و رئیس‌جمهور منتقل می‌کند که کم‌ترین ضایعات را دارد، نمی‌خواهم بگویم آقای خامنه‌ای تنها انسانی است زیر گنبد کبود که هم تجربه‌ی ریاست‌جمهوری و هم تجربه‌ی رهبری را دارد و این جایگاه‌ها و پیوندهایشان را بهتر از هر کسی دیگر درک کرده است...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از نگاه نگارنده‌، همه‌چیز از یک &quot;مسئله‌ی اخلاقی&quot; آغاز می‌شود: این‌که برخی نخبگان &quot;انصاف&quot; را- دست‌کم به اندازه‌ی لازم- از یاد برده‌اند. کُنش منطقی انسان در زندگی اجتماعی ایجاب می‌کند که وقتی ویژگی‌های مثبت گزینه‌ای از حدی پائین‌تر می‌آید یا در مقایسه با دیگر گزینه‌ها در سطحی پائین‌تر قرار می‌گیرد، آن را برنگزیند. اما کنش منطقی و اخلاقی ایجاب نمی‌کند که از حداقل شایستگی‌ها و ویژگی‌های مثبت یک گزینه چشم بپوشیم.&lt;br /&gt;شهروندان عادی و خاص! در جمهوری اسلامی حق دارند که به آقای احمدی‌نژاد رأی ندهند، در کارزار انتخاباتی با او رقابت کنند و برای تحقق آنچه درست می‌دانند، حداکثر تلاش خود را به کار گیرند. اما چرا باید انتظار داشته باشند رهبری مانند کسی که رقیب رئیس‌جمهور است بر او بتازد و فضای مناسب برای فعالیت دولت وی را فراهم نکند!؟ مردم آقای احمدی‌نژاد را انتخاب کرده‌اند و او به عنوان منتخب ملت باید پشتیبانی و حمایت رهبری را- به دلایل پیش‌گفته- داشته باشد اما برخی تاب نمی‌آورند...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رهبری بارها گفته که حمایت من از رئیس‌جمهور و دولت مربوط به دوره‌ی کاری آن‌هاست نه انتخابات! دیگر این‌که: من فقط از نقاط مثبت حمایت می‌کنم؛ نقاط ضعف و کاستی‌ها را هم از راه‌های دیگری غیر از جنجال تبلیغاتی گوشزد می‌کنم که در غالب موارد، مؤثر است؛ تنها گاهی لازم است که به‌صورت علنی انتقادی مطرح شود!&lt;br /&gt;بنابراین آقایان هاشمی رفسنجانی، خاتمی، موسوی، کروبی و... هستند که باید پاسخ دهند چرا با &quot;انصاف&quot; وداع کرده‌اند، از اعتدال اخلاقی فاصله گرفته‌اند و چون می‌بینند رهبر با آن‌ها هم‌نوا نیست، در خفا و علن به خود و جایگاهش حمله می‌برند.&lt;br /&gt;جالب این‌که آقای موسوی در بیانیه‌ی اعلام ورود به رقابت‌های انتخاباتی، اعلام کرده بود: &quot;شاید نتوان یک انتخابات جدی را در فضایی خالی از خرده‌گیری، به ویژه نسبت به دولتی که حاکم است، در نظر آورد. با این همه لازم است که احترام دولت قانونی جمهوری اسلامی به دقت رعایت شود و انتقادات به صورت روشنگرانه، مستدل، دلسوزانه و نه با قصد فریب ارائه گردد!&quot;&lt;br /&gt;آیا امروز این حق ناظران منصف نیست که از اعتدال و عدالت آقای موسوی بپرسند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;(این یادداشت می‌تواند در استناد و استدلال کامل‌تر شود؛ لطفاً نظرات و انتقادات خود را ارائه کنید) &lt;/div&gt; &lt;br /&gt;در این راستا:&lt;br /&gt;- &lt;a href=&quot;http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8712201128&quot;&gt;میرحسین با صدور بیانیه‌ای رسماً اعلام کاندیداتوری کرد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;- &lt;a href=&quot;http://ayandenews.com/news/12882/&quot;&gt;حداد عادل: برنامه يک عده اين است که ولايت فقيه را در کشور تضعيف کنند&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Sep 2009 11:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=irpol&amp;postid=4</comments>
<dc:creator>irpol</dc:creator>
<guid>http://irpol.blogfa.com/post-4.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>محض اطلاع و کمی تفکر!</title>
<link>http://irpol.blogfa.com/post-2.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; color: rgb(0, 102, 255);&quot;&gt;&lt;strong&gt;محض اطلاع و کمی تفکر!&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;آقای عزیز جعفری، فرمانده‌ی کل سپاه پاسداران در سخنانی، به بخشی از گفته‌های پنهان برخی چهره‌های سیاسی برای طرح‌ریزی و سامان‌دهی به فعالیت انتخاباتی دهمین دوره‌ی ریاست‌جمهوری اشاره کرده که بیشتر آن‌ها در مورد رهبری است و از این رو، جالب توجه:&lt;br /&gt;* آقای موسوی خوئینی‌ها در بهمن 87 این‌گونه می‌گوید: ما باید بیاییم و توان بگذاریم تا به هر قیمتی رهبری را از تخت پایین بکشیم. او باید بفهمد که این مملکت آن‌طور نیست که ایشان هرجور بخواهد، به هر سمت بکشد. خاتمی و یارانش اکنون کلی تجربه دارند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.rouhanioon.com/news/7.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;* آقای ابطحی در اعترافات خود می‌گوید: خاتمی و فاتح و مهدی هاشمی رفسنجانی می‌گفتند که برنده شدن در این انتخابات خیلی با انتخابات گذشته فرق می‌کند. در این صورت جریان اصول‌گرا و رهبر دیگر نمی‌توانند سرشان را بلند کنند و این معنای یکسره کردن کار است. یعنی رسیدن به یک نظام با ولایت فقیه بسیار ضعیف شده یا بدون ولایت فقیه جا بیافتد. &lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;* آقای خاتمی در بهمن 87 می‌گوید: اگر در این انتخابات احمدی‌نژاد سقوط کند، عملاً رهبری حذف می‌شود. اگر به هر قیمتی و به هر شکلی اصلاحات دوباره به قوه‌ی اجرایی بازگردد، دیگر رهبری اقتداری در جامعه نخواهد داشت. سقوط اصول‌گرایی به معنای پایان اقتدار رهبری تلقی می‌شود و با شکست اصول‌گرایان باید قدرت رهبری را مهار کرد.&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;* آقای نبوی می‌گوید: &quot;باید سعی کنیم احمدی‌نژاد را کاندیدای رهبری معرفی کنیم که اگر شکست خورد، رهبری شکست خورده باشد. ما یک بار این کار را در خرداد 76 انجام دادیم که ضربه سنگینی بود و به سختی از جا بلند شدند، اکنون باید ضربه نهایی را به رهبری بزنیم. برای محدود و پاسخگو کردن قدرت باید از بالاترین قدرت شروع کرد. &quot; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;* آقای عطریان‌فر اعتراف می‌کند که آقای تاج‌زاده در انتخابات می‌گفت: اگر بتوانیم ببریم، با تجربیاتی که در این سال‌ها کسب کرده‌ایم به راحتی می‌توانیم رهبری را مهار کنیم. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;* آقای ابطحی استراتژی‌های اصلاحات را این‌گونه بیان می‌کنند: دین‌ستیزی؛ یعنی بی‌توجهی و غیرارزشی معرفی کردن دین‌داری و دین‌داران. رواج بی‌بند و باری؛ که مهم‌ترین شکل آن بی‌تفاوت کردن دختران و پسران نسبت به رابطه با یکدیگر بوده است. حذف نمادهای دینی و انقلابی. ابطحی می‌گوید: سعی می‌شد در جلسات کم‌کم عکس امام و رهبری حذف شود.&quot;&lt;br /&gt;(در خبر آن‌لاین ببینید: &lt;a href=&quot;http://www.khabaronline.ir/news-16112.aspx&quot;&gt;فرمانده کل سپاه: خاتمی گفته اگر احمدی‌نژاد رأی نیاورد، رهبری حذف می‌شود!&lt;/a&gt;)&lt;br /&gt;باید منتظر واکنش‌ها و به این سخنان فرمانده‌ی سپاه و البته تکذیب و تأییدهای پس از آن ماند؛ اما درباره‌ی این‌که چرا نوک پیکان برنامه‌ریزی‌ها و سامان‌دهی‌های برخی چهره‌ها و گروه‌های سیاسی در جریان انتخابات، رهبری و ولایت فقیه بوده است، به زودی تحلیل مفصلی ارائه خواهد شد؛ اگر &quot;او&quot; بخواهد.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;پس‌نوشت/ اولین واکنش‌ها: &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;- &lt;a href=&quot;http://www.khabaronline.ir/news-16186.aspx&quot;&gt;پاسخ ابوالفضل فاتح به اظهارات اخیر فرمانده کل سپاه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;- &lt;a href=&quot;http://www.rouhanioon.com/news/detail.php?ID=709&quot;&gt;واکنش مجمع روحانیون مبارز به سخنان فرمانده سپاه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;- &lt;a href=&quot;http://alef.ir/1388/content/view/53242/&quot;&gt;اطلاعات سپاه: افشاگری فرمانده سپاه، مستند به اطلاعات بوده است، نه صرفاً اعترافات&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;- &lt;a href=&quot;http://www.ayandenews.com/news/12689/&quot;&gt;ترویج مخالفت با رهبری به سود نظام نیست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در این راستا:&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;- &lt;a href=&quot;http://www.shahrvandemrouz.com/content/8075/default.aspx&quot;&gt;رازهای آیت‌الله&lt;/a&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;- &lt;a href=&quot;http://elyaselyas.blogfa.com/post-9.aspx&quot;&gt;پیشینه مجهول موسوی خوئینی‌ها&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 02 Sep 2009 07:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=irpol&amp;postid=2</comments>
<dc:creator>irpol</dc:creator>
<guid>http://irpol.blogfa.com/post-2.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مکتب تفکیک و سیاست؛ یک درآمد</title>
<link>http://irpol.blogfa.com/post-1.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 102, 255);&quot;&gt;مکتب تقکیک و سیاست*&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;یک درآمد&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;اصطلاح &quot;مکتب تفکیک&quot; اولین‌بار توسط آقای محمدرضا حکیمی در مقاله‌ای با همین نام در یکی از شماره‌های سال 1372 ه.ش نشریه‌ی کیهان فرهنگی برای ارائه‌ی تصویری نو از اندیشه‌های میرزا مهدی غروی اصفهانی و شیخ مجتبی قزوینی، به‌کار برده شد؛ اما این اولین‌بار نبود که جامعه‌ی علمی و به‌ویژه حوزوی ایران با این اندیشه آشنا می‌شد. ده‌ها سال پیش از انتشار این مقاله، در مشهد عالم وارسته‌ای به‌نام &quot;میرزا مهدی غروی اصفهانی&quot; که شاگرد برجسته‌ی میرزای‌نائینی در اصول بود، شروع به طرح مباحثی در باب عقاید و معارف اسلام کرده بود که با آنچه از تقریر فلسفی و عرفانی این مباحث رایج بود، در تعارض قرار می‌گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرزا- چنان که خود می‌گفت- در پی فهم خالص دین به دور از اختلاط با اندیشه و سلوک بشری که ذاتاً آلوده به خطاها و انحرافات گوناگون است، بود. او اعتقاد داشت که فلاسفه‌ی اسلام حقایق قرآنی و حدیثی ناب را کنار گذاشته، اسلام حقیقی را با اندیشه‌های خود نابود کرده و خدمتی به آن نکرده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به هر حال درس معارف میرزا شاید به‌خاطر تازه بودن نگاهش و شاید به دلیل انتقادبرانگیزی و حساسیت موضوع، بسیاری از اهل فلسفه و عرفان نظری و دغدغه‌مندان فراگیری معارف اسلام را به خود جلب کرد. آن‌طور که می‌گویند، میرزا در اقناع اغلب شاگردان در این باب موفق بود و بسیاری از آن‌ها را از روشی که بر آن بودند، برگردانید. عالمان برجسته‌ای چون &quot;شیخ ‌مجتبی قزوینی&quot;، &quot;میرزا‌ جواد تهرانی&quot;، &quot;میرزا‌ حسنعلی مروارید&quot; و شخصیت‌های جنجال‌برانگیزی چون &quot;شیخ محمود تولایی(حلبی)&quot; از پرورش‌یافتگان مکتب معارفی میرزای اصفهانی‌‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرزای مهدی در 1365ه.ق درگذشت و پس از او، شاگردانش به دنبال نشر گسترده‌ی اندیشه‌های استاد افتادند. تا آن زمان تنها منبع معتبری که مستقیماً به موضوع می‌پرداخت، تقریرات درس معارف میرزا به قلم شیخ محمود حلبی بود که گرچه در زمان حیات میرزا به تأیید وی رسیده بود، اما به دلایل گوناگون به تنقیح و تقریر بهتر نیاز داشت. بر این اساس، از آن پس آثار دیگری در شرح و بسط اندیشه‌ی میرزا توسط شاگردان وی به رشته‌ی تقریر درآمد؛ از جمله: &quot;بیان‌الفرقان&quot; به قلم شیخ مجتبی قزوینی، &quot;میزان‌المطالب&quot; نوشته‌ی میرزا جواد تهرانی و &quot;تنبیهات حول‌المبدأ و المعاد&quot; از میرزا حسنعلی مروارید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در دو سه سال گذشته پس از مدت‌ها انتظار، کتاب &quot;أبواب‌الهُدی&quot; که مباحث معارفی میرزا را شامل می‌شود، دوبار به چاپ رسیده است. یک‌بار با تصحیح &quot;حسن جمشیدی&quot; توسط &quot;بوستان کتاب قم&quot; که البته به دلیل برخی بی‌دقتی‌ها مورد اعتراض پیروان مکتب تفکیک قرار گرفت؛ و بار دیگر با توضیحات و حواشی مفصل توسط &quot;نشر منیر&quot; که گویا از مراکز فرهنگی- انتشاراتی نزدیک به انجمن حجتیه است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته اندیشه‌های میرزای اصفهانی و پیروانش از همان اوایل ظهور، بحث‌ها و انتقاد‌هایی سخت را برانگیخته بود اما عناوین بسیار کتاب‌هاب، مقاله‌ها، پایان‌نامه‌ها، گفت‌وگو‌ها و حتی مناظرات برگزار شده در سال‌های گذشته، مناقشه‌ای علمی را نشان می‌دهد که همچنان در جریان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نکته‌ی جالب توجه در این میان، نبود نگاهی مستقل و مفصل به سویه‌های سیاسی و اجتماعی مکتب تفکیک در حجم انبوه ادبیات تولید شده پیرامون این موضوع در سال‌های گذشته است. تنها تلاش ناکام در این زمینه به بازنشر کتاب &quot;نقد و بررسی نظریه‌ی تفکیک&quot; از دکتر محمدرضا ارشادی‌نیا با نام جدید &quot;از مدرسه‌ی معارف تا انجمن حجتیه و مکتب تفکیک&quot; بازمی‌گردد که نسبت به ویراست قبلی اثر، جز مقدمه‌ای با استدلال‌های سست و استنادهایی بی‌پایه در نسبت دادن ریشه‌های فکری انجمن حجتیه به مدرسه‌ی معارف میرزا مهدی اصفهانی، چیزی بیشتر نداشت.(نگ به &lt;a title=&quot;از نقد علمی تا تحلیل ژورنالیستی&quot; target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.ketabnews.com/detail-7279-fa-81.html&quot;&gt;از نقد علمی تا تحلیل ژورنالیستی&lt;/a&gt;؛ حامد مهدوی؛ وب‌سایت کتاب‌نیوز)&lt;br /&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://iranpolicy.persiangig.com/image/Tafkik-%20Hojjatiyyeh.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;به باور نگارنده، اندیشه‌ و کارنامه‌ی سیاسی تفکیکیان، در اثری مستقل به‌صورت کتاب یا مقاله‌ای مفصل، قابل بررسی است. با بررسی دقیق‌تر جوانب گوناگون این موضوع، شاید بتوان پایان‌نامه‌ای نیز در رابطه با اندیشه‌ی سیاسی یا جامعه‌شناسی سیاسی مکتب تفکیک نگاشت. اما در این‌جا برای رعایت فشردگی و کوتاهی متن، تنها اشاره‌ای کوتاه به برخی سویه‌های سیاسی این مکتب در نظر و عمل خواهیم داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای بررسی اندیشه و کارنامه‌ی سیاسی هر جریان فکری در دوران معاصر بی‌شک باید به مقایسه و بررسی تطبیقی و نسبت آن با مهم‌ترین جریان فکری سیاسی معاصر یعنی مکتب امام خمینی و انقلاب اسلامی پیروز برآمده از آن که اکنون در قالب نظام جمهوری اسلامی تبلور یافته، پرداخت. بنابراین دغدغه‌ی نویسنده در این یادداشت، بررسی نسبت مکتب تفکیک و پیروان آن با اندیشه‌ی سیاسی امام خمینی به عنوان رهبر انقلاب و مؤسس جمهوری اسلامی و نیز نسبت این مکتب با نظام سیاسی برآمده از این اندیشه خواهد بود که در قالب دو پرسش اصلی و پاسخ به آن‌ها سامان خواهد یافت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسش اول:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا اندیشه‌ی سیاسی امام مبتنی بر دانش گسترده و یافته‌های ایشان در عرفان و فلسفه‌ی نظری- که ایشان بی‌شک در آن استادی توانا بودند- است؟ یا اندیشه‌ی سیاسی امام را باید در دیدگاه‌های فقهی و اصولی ایشان به عنوان یک فقیه سنتی جست‌وجو کرد؟ پاسخ به این پرسش از آن رو می‌تواند به روشن شدن موضوع مورد بحث کمک کند که بدانیم اصولاً تفکیکیان می‌توانند در ساحت نظر با اندیشه‌ی سیاسی امام همراه باشند یا خیر.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اندیشمندان و پژوهشگران اندیشه‌ی سیاسی در این زمینه به دو دسته‌ی کلی تقسیم می‌شوند. برخی از آن‌ها اندیشه‌ی سیاسی امام را برآمده از خاستگاه حکمت متعالیه و ارائه‌ی نسخه‌ی امروزین و عملی آن توسط ایشان می‌دانند که به عرصه‌ی حیات اجتماعی وارد شده و پیروز صحنه‌ی رقابت سیاسی ایران در سده‌ی گذشته بوده است. ردپای این دیدگاه را می‌توان در برخی آثار اندیشمندانی چون آیت‌الله عبدالله جوادی آملی و شهید سیدمرتضی آوینی دید و شکل صریح‌تر آن را نیز می‌توان در برخی آثار متأخر تولید شده پیرامون &quot;تحلیل ماهیت و مبانی نظری انقلاب اسلامی&quot; مشاهده کرد. (نگ به درآمدی بر نظریه‌ی انقلاب اسلامی؛ نعمت‌الله باوند؛ کانون اندیشه‌ی جوان) دارندگان این دیدگاه، به‌طور طبیعی بیشتر علاقه‌مندان فلسفه و عرفان نظری در منظومه‌ی اندیشه‌ی اسلامی هستند که در نظر و عمل با انقلاب و جمهوری اسلامی و اندیشه‌های رهبر آن یعنی امام خمینی، هم‌افق‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیدگاه دیگر در این زمینه، بر جنبه‌های فقهی نظریه‌ی سیاسی امام تأکید دارد و آن را حاصل بازخوانی منابع سنتی فقه و اصول شیعی و ارائه‌ی یک صورت‌بندی متکامل از آموزه‌های دیرین فقه و کلام شیعه، توسط ایشان می‌داند. به‌خصوص از آن‌جا که نظریه‌ی سیاسی امام عنوان روشن &quot;ولایت فقیه&quot; را بر خود دارد، پیدا کردن آثار مشرب فقهی و اصولی امام در آن آسان‌تر است و بیشتر نزدیک به واقع می‌نماید. این دیدگاه در میان فقها و اصولیان و متکلمان علاقه‌مند به امام و انقلاب و جمهوری اسلامی و نیز در میان پژوهشگران صِرف اندیشه‌ی سیاسی، بیشتر پایگاه دارد. (نگ به سیر تطور اندیشه‌ی سیاسی امام خمینی؛ نجف لک‌زایی؛ پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیدگاه برگزیده‌ی ما در این زمینه آن است که شناخت‌شناسی، هستی‌شناسی و انسان‌شناسی در اندیشه‌ی امام خمینی که بنیاد هرگونه نظریه‌ی سیاسی است، بی‌شک برآمده از آموخته‌ها و یافته‌های امام در ساحت اندیشه‌ی فلسفی و عرفانی است اما نگاه ایشان در این زمینه همراه با نوعی اجتهاد و روزآمدسازی این آموزه‌ها و به‌ویژه رساندن آن به آستانه‌ی برداشت‌های عملی و اجتماعی است. چیزی که دست‌کم تا این اندازه هیچ فیلسوف یا عارفی موفق به انجام آن نشده است. همچنین در لایه‌های روئین نظریه‌ی سیاسی امام، بهره‌گیری از اندیشه و سنت فقهی و اصولی به روشنی دیده می‌شود اما در این زمینه هم با نوعی اجتهاد و روزآمدسازی گزاره‌های پیدا و پنهان در لا‌به‌لای متون دینی و احیای آن در ساحت عمل همراه بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گذشته از این، اگر با نگاه روشن امام در صحیفه‌ی ایشان- که مجموعه‌ی گران‌سنگ سخنان و نگاشته‌های ایشان از آغاز نهضت اسلامی تا هنگام ارتحال ایشان را در برمی‌گیرد- هم‌افق شویم، چندان تعارضی میان لایه‌های گوناگون اندیشه‌ی اسلامی از فلسفه و عرفان، گرفته تا تفسیر و حدیث و تا فقه و اصول، نمی‌یابیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باتوجه به آنچه گفته شد، می‌توان به راحتی دریافت که پیروان مکتب تفکیک از آن‌‌جا که همگی از فقیهان و اصولیان برجسته‌ی حوزه‌های علمیه بوده‌اند، اساساً هیچ‌گونه مخالفت نظری اساسی نه با بنیادهای اندیشه‌ی سیاسی امام و نه با سطوح بیرونی و روئین آن نداشته‌اند. زیرا از سویی نگاه ویژه و بازخوانی اجتهادی امام از متون و منابع کهن عرفان نظری و فلسفه که به‌طور کلی به احیای نقش آموزه‌ها و ارزش‌های اسلامی در جهان معاصر انجامید، ربطی به موارد مناقشه‌ی تفکیکیان و اهل فلسه و عرفان نظری نداشت؛ امام نیز هیچ‌گاه برای طرح بنیاد‌های نظریه‌ی سیاسی خود در این موارد مناقشه‌برانگیز وارد نشدند. ثانیاً در ساحت روئین نظریه‌ی سیاسی امام که مرتبط با دانش فقه و اصول و تاندازه‌ای کلام اسلامی و نقش فقها در ادراه‌ی جامعه بود، نگاه ایشان مورد پذیرش قاطبه‌ی فقها بود. برخی اختلافات در این زمینه که در بعضی منابع تاریخ شفاهی و خاطرات، ثبت شده نیز یا به تردید برخی فقها در امکان به ثمر رسیدن نهضت و روش مبارزه برمی‌گردد و یا به مسئله‌ی حدود و اختیارات ولی فقیه که هیچ‌یک خدشه‌ای در اصل نظریه‌ی ولایت‌ فقیه وارد نمی‌سازد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسش دوم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کارنامه‌ی سیاسی تفکیکیان در رابطه با نهضت و مبارزات مردم مسلمان به رهبری امام خمینی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و نسیت آن‌ها با جمهوری اسلامی چگونه است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این‌باره می‌توان طیفی از چهره‌ها را با رفتارها و عملکردهای گوناگون در میان تفکیکیان مشاهده کرد. گروهی از آن‌ها که از نظر فکری تحت تأثر فعالیت‌های تبلیغی شیخ محمود حلبی و انجمن حجتیه بودند، پیش از انقلاب از فعالیت‌های مبارزاتی علیه رژیم شاه و قرار گرفتن در کنار فداکاران نهضت امام خمینی سر باز می‌زدند. بهانه‌ی آن‌ها این بود که خطر اصلی برای اسلام و جامعه‌ی مسلمانان در این زمان بهائیت است! همچنین  مبارزه علیه رژیم شاه علیرغم هزینه‌های زیاد، راه به جایی نمی‌برد و بی‌فایده خواهد بود!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گرچه بخشی از این طیف در آستانه‌ی پیروزی انقلاب اسلامی یا در سال‌های اولیه پس از آن به خیل عظیم نهضت مردمی و اسلامی به رهبری امام خمینی پیوستند و برخی از آن‌ها نیز با حضور در جبهه‌های دفاع مقدس و پیکار با متجاوزان بعثی به فیض شهادت یا جانبازی رسیدند اما بیشتر افراد وابسته به این طیف با ادعای کناره‌گیری از فعالیت سیاسی، گِرد مراد خود، شیخ محمود حلبی حلقه زده و به ادامه‌ی فعالیت مذهبی و تبلیغی با رنگ‌ و بوی ارادت به امام زمان(عج) پرداختند. این گروه در برابر رویداد‌های پس از انقلاب و مسایل گوناگون سیاسی در عصر جمهوری اسلامی یا سکوت پیشه کردند و یا زبان به بهانه‌گیری و گاه دشنام گشودند! هنوز هم می‌توان رگه‌هایی از این طرز فکر و مشی سیاسی را به‌ویژه در شهرهای مذهبی چون مشهد، اصفهان و حتی قم دید. بسته به شرایط زمانی و مکانی، همواره در صف نیروهای وابسته به این طیف، ریزش‌‌ها و رویش‌هایی دیده می‌شود اما به نظر می‌رسد، با گذشت زمان، ریزش‌های این طیف بر رویش‌های آن غلبه دارند. (نگ به سازمان‌ها و جریان‌های مذهبی سیاسی ایران از 1320 تا 57؛ رسول جعفریان؛ ناشر: مؤلف)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما بیشتر عالمان برجسته‌ی تفکیکی در طول مبارزات نهضت اسلامی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین در دوران استقرار جمهوری اسلامی و تثبیت آن، همراهی‌ها و همسویی‌های آشکار و پنهان بسیاری از خود نشان داده‌اند. برای نمونه شیخ مجتی قزوینی که در اواسط دهه‌ی چهل شمسی به دیدار حق شتافت، تا هنگامی که زنده بود، به حمایت بی‌دریغ از امام و به‌ویژه مرجعیت ایشان پرداخت. روشن است که پشتیبانی از مرجعیت امام در آن زمان، آن‌هم از سوی چهره‌ی شناخته شده و وارسته‌ای چون ایشان، معنایی جز تثبیت و تقویت حرکت بیدارگرانه‌ی امام خمینی نمی‌توانست داشته باشد. (نگ به متألّه قرآنی؛ به کوشش اسماعیل فردوسی‌پور؛ دلیل ما)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیگر چهره‌های شناخته شده‌ی این مکتب همچون آیت‌الله میرزا جوادآقا تهرانی، آیت‌الله میرزا مهدی نوغانی و آیت‌الله حسنعلی مرورارید نیز در فعالیت‌های مبارزاتی مردم مشارکت داشته‌اند. علاوه بر صدور اعلامیه‌های فراوان انقلابی علیه رژیم در مقاطعی چون تصویب لایحه‌ی انجمن‌های ایالتی و ولایتی، فاجعه‌ی فیضیه، و تبعید امام به ترکیه و نیز کمک به خانواده‌های زندانیان مسلمان در بند و دستگیری از آن‌ها، دیدارهای تاریخی با حضرت امام در مقاطع حساس مانند آزادی ایشان از حصر رژیم در فروردین 1343 و نیز در سال 57 پس از بازگشت ایشان از تبعید به میهن، جلوه‌هایی از همبستگی و همسویی تفکیکیان با مردم و رهبر انقلاب اسلامی است. (نگ به مروارید علم و عمل؛ به کوشش محمد الهی خراسانی؛ به‌نشر)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علاوه بر این، در برخی مقاطع حساس و تعیین‌کننده‌ی مبارزه‌‌ی انقلابی مردم مشهد علیه رژیم شاه، مانند واقعه‌ی مسجد فیل و واقعه‌ی بیمارستان امام رضای مشهد، حضور مستقیم چهره‌هایی چون آیت‌الله مروراید در کنار مبارزان سیاسی برجسته‌ای چون آیت‌الله خامنه‌ای و آیت‌الله واعظ طبسی ثبت شده است. (نگ به مشهد در بامداد نهضت امام خمینی؛ غلامرضا جلالی؛ مرکز اسناد انقلاب اسلامی)   &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنین جالب توجه است که مبارز انقلابی شناخته شده‌ای چون آیت‌الله سیدمحمدرضا سعیدی که پس از دستگیری و زندانی شدن، در پی شکنجه‌های ددمنشانه‌ی رژیم‌ پهلوی به شهادت رسید، از تفکیکیان سرسخت بود؛ تا آن‌جا که از چهره‌های تأثیرگذار بر آیت‌الله بروجردی در مخالفت با درس فلسفه‌ی علامه طباطبایی شمرده می‌شود. (نگ به علامه‌ی مجلسی، اخباری یا اصولی؛ علی ملکی میانجی؛ دلیل ما)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از انقلاب نیز آیت‌الله میرزا جواداقای تهرانی با حضور در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل، ارادت خود را به ایمان انقلابی جوانان مدافع میهن اسلامی نشان داد و مردم را به حضور شجاعانه در جبهه‌ها به تبعیت از فرمان امام خمینی دعوت نمود. &lt;br /&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://iranpolicy.persiangig.com/image/Mirza%20Javad%20Tehrani-%20Jebhe.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;همچنین دیدارهای مکرر آیت‌الله مروارید با رهبر معظم انقلاب اسلامی در مشهد در فاصله‌ی برگزیده شدن ایشان به رهبری تا هنگام درگذشت آیت‌الله مروارید و تمجید ایشان از انتخاب مجلس خبرگان رهبری، نمونه‌ی دیگری از همگامی تفکیکیان در فرایند تثبیت نظام جمهوری اسلامی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به‌طور کلی و با وجود مرزبندی روشن پیروان مکتب معارفی میرزای اصفهانی با پیروان فلسفه و عرفان نظری در آموزهای اسلامی درباره‌ی مبدأ و معاد، همراهی و همسویی بیشتر تفکیکیان با انقلاب و جمهوری اسلامی از دید آگاهان و منصفان سیاسی کشور پوشیده نمانده است. می‌توان این پدیده را نشانه‌ای آشکار بر نهادینه بودن روح آزادگی علمی و هوشیاری سیاسی در سنت حوزه‌های علمی شیعه دانست: &quot;مرحوم آشیخ مجتبى قزوینى رضوان‌اللَّه تعالى علیه، مشرب ضدیت با فلسفه‌ى حكمت متعالیه- مشرب ملاصدرا- داشت. ایشان شدید، در این جهت خیلى غلیظ بود. امام رضوان‌اللَّه علیه، چكیده و زبده‌ى مكتب ملاصدراست؛ نه فقط در زمینه‌ى فلسفى‌اش، در زمینه‌ى عرفانى هم همین‌جور است. خوب، مرحوم آشیخ مجتبى نه فقط امام را قبول داشت، از امام ترویج می‌كرد تا وقتى زنده بود. ترویج هم از امام كرد؛ ایشان بلند شد از مشهد آمد قم، دیدن امام. مرحوم آمیرزا جواد آقاى تهرانى در مشهد جزو برگزیدگان و زبدگان همان مكتب بود اما ایشان جبهه رفت. با تفسیر حمد امام كه در تلویزیون پخش می‌شد، مخالف بودند؛ به خود من گفتند؛ هم ایشان، هم مرحوم آقاى مروارید اما حمایت می‌كردند. از لحاظ مشرب و ممشا مخالف، اما از لحاظ تعامل سیاسى، اجتماعى، رفاقتى، با هم مأنوس؛ همدیگر را تحمل می‌كردند.&quot;(&lt;a href=&quot;http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3412&quot; title=&quot;سخنان رهبر انقلاب در دیدار با نخبگان حوزه&quot;&gt;سخنان رهبر انقلاب در دیدار با نخبگان حوزه&lt;/a&gt;؛ 8 آذر 1386)    &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;*این
یادداشت با عنوان &quot;&lt;a title=&quot;تفکیکی‌ها و انقلاب اسلامی&quot; target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&amp;UID=4467&quot;&gt;تفکیکی‌ها و انقلاب اسلامی&lt;/a&gt;&quot; با حذف برخی بخش‌های آن در
صفحه‌آرایی، به‌گونه‌ای نامناسب در شماره 8 هفته‌نامه &quot;پنجره&quot; منتشر شده
است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;در این راستا:&lt;br /&gt;- &lt;a href=&quot;http://www.ketabnews.com/detail-2744-fa-81.html&quot;&gt;نگاهی به مکتب تفکیک&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 26 Aug 2009 06:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=irpol&amp;postid=1</comments>
<dc:creator>irpol</dc:creator>
<guid>http://irpol.blogfa.com/post-1.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
